
در دير دورافتاده اي در مرز مقدونيه و آلباني، کشيشي جوان (کولن) به دختري (ميتفسکا) که از دست مرداني مسلح گريخته پناه مي دهد. چهره ها: لندن. «الکساندر» (سره بدزيا)، عکاسي معروف خبري و جنگي اهل مقدونيه از دوستش «آن» (کارتليج) مي خواهد که در سفر به زادگاهش او را هم راهي کند. اما زن مي گويد که به خاطر همسرش (ويلي يرز) نمي تواند. تصاوير: «الکساندر» به ده زادگاهش درمرز مقدونيه و آلباني مي رود. اما مردم او را نمي پذيرند.
هنگ جنوب تحت فرماندهی "سیمرسون" احمق و ترسو، خواهر زاده اش "گیبونز" و دوستش "بری" وارد اسپانیا می شوند. به دلیل بی کفایتی او در انجام یک ماموریت مبنی بر منفجر کردن پل دشمن، پرچم بریتانیا به دست نیروهای فرانسوی می افتد. او تلاش می کند "شارپ" را مقصر جلوه دهد اما "وسلی" متوجه شده و او را به مقام کاپیتانی ارتقا می دهد...