

سئوک، یک جراح مغز و اعصاب مشتاق و در عین حال نابغه، دوباره با دیوک هی، پروفسوری که مدت ها پیش زندگی او را ویران کرده بود، ملاقات می کند. یک بار، این دو جراح بیش از هر کس دیگری از یکدیگر مراقبت کردند. اما اکنون که چیزی جز نفرت نسبت به یکدیگر ندارند، سئوک از اینکه به زندگی او بازگشته است خشمگین است و قول میدهد انتقام بگیرد.

«فرديناند گريفون» (بلموندو) کارگردان تلويزيوني همراه «ماريان»(کارينا) پرستار بچه هايش، خانه و خانواده اش را ترک مي کند. صبح روز بعد مردي در آپارتمان «ماريان» به قتل مي رسد و «فرديناند» (که «ماريان» اصرار دارد او را «پي يرو» بنامد) مي پذيرد تا دوتايي به ريوي يرا بگريزند...