

«کمدی رمانتیک فانتزی محل کار» حول محور هیمورو کان، نوادگان امروزی زن برفی از فولکلور ژاپنی، و همکار به ظاهر دور، عجیب و غریب و در عین حال مهربانش فویوتسوکی می چرخد. هیمورو کان تمایل دارد اشیاء مجاور را منجمد کند یا در هنگام آشفتگی طوفان برفی را احضار کند، و همچنین اتفاقاً به فویوتسوکی علاقه پنهانی دارد. با این حال، فویوتسوکی تقریباً از هر چیزی در اطراف خود غافل است.


دختر دبیرستانی پسرانه تومو آیزاوا سرانجام موفق می شود به دوست دوران کودکی خود جون بگوید که او را دوست دارد. متأسفانه، اعتراف او درست بالای سر او می رود - او حتی تا دوران راهنمایی حتی متوجه دختر بودن او نمی شد، و حتی اکنون، جون هنوز او را یک برادر می داند! چگونه تومو چان می تواند او را در غیر این صورت متقاعد کند و قلب جون را به دست آورد؟


پرنسس آنیسفیا علیرغم ناتوانی احتمالی اش با جادوی معمولی، انتظارات اشراف را با توسعه "جادوشناسی"، یک نظریه جادویی منحصر به فرد بر اساس خاطرات زندگی گذشته خود، نادیده می گیرد. یک روز، او شاهد است که نجیب زنی باهوش Euphyllia به ناحق عنوان پادشاه بعدی پادشاهی را از او سلب کرد. این زمانی است که انیسفیا نقشهای میسازد تا به یوفیلیا کمک کند تا نام خوب خود را بازیابد - که به نوعی شامل زندگی مشترک و تحقیق در مورد جادو میشود! با این حال، این دو بانو نمی دانند که برخورد تصادفی آنها نه تنها آینده آنها، بلکه آینده پادشاهی و کل جهان را تغییر می دهد!


دنجی رویای ساده ای برای داشتن یک زندگی شاد و آرام دارد و با دختری که دوستش دارد وقت می گذراند. با این حال، این بسیار دور از واقعیت است، زیرا دنجی توسط یاکوزا مجبور به کشتن شیاطین می شود تا بدهی های خردکننده خود را بپردازد. با استفاده از شیطان حیوان خانگی خود پوچیتا به عنوان یک سلاح، او آماده است تا برای کمی پول نقد هر کاری انجام دهد.


مزدور تنها گاتس به سرزمینی سفر می کند که جنگی صد ساله در آن جریان دارد. خشونت و مهارت او در نبرد توجه گریفیث، رهبر گروهی از مزدوران به نام گروه هاوک را به خود جلب می کند. گاتس به نزدیک ترین متحد و معتمد گریفیث تبدیل می شود، اما با وجود تمام پیروزی های آنها، گاتس شروع به این سوال می کند که چرا برای رویای مرد دیگری برای حکومت بر پادشاهی خود می جنگد. جاه طلبی تسلیم ناپذیر گریفیث برای گاتز ناشناخته است که سرنوشتی وحشتناک را برای هر دو رقم خواهد زد.