

سندباد و دوستش علی بابا با هم راهی سفر های ماجراجویانه ی خودشون به شاهزاده خانم زیبایی میرسند که به خاطر مکر وزیر خیانت کار باید با اون ازدواج کنه و سندباد وقتی این موضوع رو میفهمه تمامی سعی و تلاشش رو برای نجات شاهزاده خانم انجام میده در این راه اون سختی های زیاد مثل نبرد با پرنده ی غول پیکر و محافظت از الماس را تجربه میکنه...

پیتر از عمویش جیم یک ماشین مسابقه ای در پورتو والارتا به ارث برده است، اما زمانی که می بیند مدل ماشین بسیار قدیمی است افسوس می خورد. اما پس از اینکه متوجه می شود ماشین اش چه کارهای فوق العاده ای می تواند بکند، تصمیم میگرد به همراه دوستش در یک مسابقه بزرگ در برزیل شرکت کند...