
رازیو یکی از بی رحم ترین تروریست های نینجا کار جهان است که بدون هیچ رحم و ترحمی هر ماموریتی که به او داده می شود را انجام می دهد. او از بچگی توسط ازونو که یک تبهاکار معروف است برای ادم کشی تعلیم دیده است. تا اینکه اوزون دوست رایزو را به قتل می رساند و رایزو برای گرفتن انتقام دوستش دست به کار می شود و این بار بر علیه گروهی که خود در ان فعالیت داشته اقدام می کند...

ماجرا در دهه ی ۱۹۳۰ در فوشان چین رخ می دهد جایی که مدارس هنرهای رزمی برای جذب شاگرد با یکدیگر رقابت می کنند. ایپ مان استاد هنر رزمی وینگ چون است اما از آنجایی که نیاز مالی ندارد هیچ شاگردی را نمی پذیرد. وی وقتش را با دوستان و تمرین و خانواده اش می گذراند. ایپ از محبوبیت خاصی در فوشان برخوردار است و این محبوبیت با شکست دادن ژین شانژائو و حفظ آبروی فوشان بیشتر می شود. ناگاه ژاپن به چین حمله می کند و ایپ مان خانه اش را از دست می دهد...

چين، سال ۱۹۴۶. «ريک اوکانل» (فريزر) و «ايولين» (بلو) پسر جواني به نام «الکس» (فورد) دارند که مقبره ي «امپراطور هان» (لي) و ارتش ده هزار نفري او را کشف مي کند. خيلي زود «هان» به زندگي باز مي گردد و حالا پدر باستان شناس جاسوس «الکس» به کمک او مي آيد تا جلوي دستيابي امپراطور شيطان صفت به جاودانگي را بگيرند.