
«سرهنگ جيمز برادرک» (ناريس) و تعدادي ديگر از آمريکايي هاي زنداني پس از هفت سال اسارت در اردوگاه ويتنام، مي گريزند و به آمريکا باز مي گردند. خيلي زود «براداک» همراه با اعضاي يک کميته ي جست و جو به ويتنام مي رود تا بقيه ي آمريکايي هاي «گم شده در عمليات» را از جنگ ويتنامي ها برهاند.

سال ۲۰۲۹ در بحبوحه ي جنگي هسته اي، ماشين ها و روبات ها عملا کنترل زمين را به دست گرفته اند و مشغول نابود کردن آخرين انسان هاي باقي مانده هستند. «نابودگر» (شوارتسنگر) موجودي ماشيني است که به سال ۱۹۸۴ فرستاده مي شود تا زني جوان به نام «سارا کانر» (هميلتن) را که مادر «جان»، ناجي بشريت در جدال با روبات ها خواهد بود، بکشد.