
«تانگ لانگ» به ایتالیا می رود تا به خویشاوندانش در گرداندن رستورانشان کمک کند. اوباش محله که تا بحال از خویشاوندان او باج می گرفتند، با آمدن لانگ در میابند که دیگر نمی توانند مانند سابق به کارشان ادامه دهند و از این رو رئیس آنها برای شکست دادن لانگ یک استاد رزمی آمریکایی را استخدام می کند.

«دون ويتو کورلئونه» (براندو) يکي از رؤساي پرقدرت مافياست که به خاطر کمک هايش به مهاجران ايتاليايي در نيويورک به «پدرخوانده» معروف است. پس از مرگ «دون ويتو»، جاي او را پسر کوچک خانواده، «مايکل» (پاچينو)، مي گيرد که پيش از اين علاقه اي به فعاليت هاي غيرقانوني خانواده اش نداشته است. «مايکل» خيلي زود با يک سري قتل و کشتار و پس از تصفيه ي خرده حساب هاي قديمي، پدرخوانده ي جديد مي شود.

یک خلافکار بنام "یوگو" پس از خارج شدن از زندان کارفرمای سابقش، "روکو"، را ملاقات می کند. "روکو" یک بیمار روانی است و از شکنجه و خشونت بسیار لذت میبرد. هر دوی آنها گنگستر هستند و پلیس معتقد است که "یوگو" ۳۰۰,۰۰۰ دلار را مخفی کرده است، پولی که باید به رئیس یک سندیکای مواد مخدر میرسید...

آلکس جوان ناهنجار و ضد اجتماعی است که رهبری گروهی از جوانان مانند خود را بر عهده دارد او انواع جنایات را مرتکب می شود و در این بین به خاطر یک مورد قتل دستگیر می شود و به زندان (مرکزی برای درمان خلافکاران) فرستاده می شود تا در آنجا روشهای درمانی جدید روی او آزمایش شود... اما همه چیز طبق برنامه پیش نمی رود.