داستانی که در اواخر قرن نوزدهم و در طبقه مرفه روسیه اتفاق می افتد. آنا کارنینای اشراف زاده با کنت ورانسکی دولتمرد وارد یک رابطه عاشقانه می شود اما این روابط عاشقانه دردسرهای فراوانی دارد...
دامینیکا اِگُرُوایِ بالرین، به عضویت مدرسهی اسپارو که یک سرویس اطلاعاتی روسی است در میآید که در آنجا مجبور میشود از بدنش به عنوان سلاح استفاده کند. اما در اولین ماموریتش، که در آن هدفش یک مامور سیآیاِی است، امنیت هر دو کشور روسیه و آمریکا در خطر قرار میگیرد.
یک کلانتر تازه منتخب و معاون بیمیلش که در حال تحقیق درباره قتل یک زن هستند، از شبکه مرگباری از دروغ، فساد و ارتباطات با کارتل پرده برمیدارند که شهر کوچک و آرام آنها را به یک منطقه جنگی تبدیل میکند.
هنگامی که گروهی از دوستان متوجه می شوند که چگونه با استفاده از یک دست مومیایی شده، ارواح را تداعی کنند، در هیجان جدید گیر می کنند، تا زمانی که یکی از آنها زیاده روی می کند و نیروهای ماوراء طبیعی وحشتناک را آزاد می کند...