
يک بازيگر درجه چندم فيلم هاي ترسناک به نام «جيک» (واسن)، به دليل بيماري کلاستروفوبيا (ترس از فضاهاي بسته) از کار اخراج مي شود و پس از آن که به خیانت همسرش نيز پي مي برد، زندگي اش را رها مي کند تا در آپارتمان يکي از دوستانش ساکن شود. کمي بعد او پشت تلسکوپ کنار پنجره ي آپارتمان، زن زیبای همسايه (گريفيث) را زیر نظر می گیرد و...

«ویل هانتینگ» (دیمن) مستخدم بیست ساله ی انستیتوی تکنولوژی ماساچوستس، ذهنی فوق العاده خلاق دارد و «پروفسور لامبو» (اسکارسگارد) استاد ریاضیات کالج، به نبوغ او در ریاضی پی می برد. حالا چون «ویل» زندگی پر دردسری دارد پروفسور با دوست قدیمی خود، روان پزشکی به نام «شان مگوایر» (ویلیامز) تماس می گیرد و «ویل» را نزد او می فرستد …

داستان، داستان تنفروشی است و اعتیاد. روایت رشوه دادن و رشوه گرفتن. قصه ممنوعیتهایی که دست و پا و گاه راه نفس را میبندند و قوانینی که تنها بر روی کاغذ نوشته شدهاند و میتوان آنها را به راحتی دور زد. رفاه در این جامعه تنها یک تابلوی نئون قرمز است برای نامیدن یک بیمه: بیمه رفاه که تابلوی آن از همهجای شهر دیده میشود.