داستان استیگ-هلمر و دوست نروژی اش اوله که به اشتباه سوار کشتی می شوند. آنها به جزیره ای در مجمع الجزایر می رسند و باید تابستان را در میان ثروتمندان، مهمانی ها، خانه های تابستانی و ... بگذرانند...
او که برای مشتریانش به نام داگمار شناخته می شود، یک دختر باکلاس سوئدی در کپنهاگ است. پس از دو سال، او آماده است تا کار را ترک کند، و ما او را دنبال می کنیم که امیدوار است آخرین روز او در تجارت باشد.
سوئد، قرن سيزدهم. « كارين » ( پترسون ) دختر نازپرورده و باكرهى ملاك ثروتمند، « تور » ( فون سيدو )، قرار است براى روشن كردن شمع به نذر مريم مقدس به كليسا برود. اما در جنگل، چوپانان « كارين » را مورد هتك حرمت قرار مىدهند و سپس او را به قتل مىرسانند...