

داستان سریال فرار در دانمورا درباره ریچارد مت و دیوید سوییت، دو قاتل محکوم به زندان هست که در مرکز اصلاح و ترتیب کلینتون در ایالت نیویورک زندانی میباشند و به کمک تیلی میچل موفق به فرار از آن میشوند. میچل سرپرست و ناظر خیاطی زندان میباشد و با این دو مرد رابطه برقرار میکند. فرار از زندان مت و سوییت به تعقیب و گریزی ختم میشود که...

این فیلم در مورد مرد جوانی است توسط نژاد پرست های بخصوص بزرگ شده است. این نژاد پرست ها که به “کله پوستی” مشهور هستند، بدنام ترین نژاد پرست هایی هستند که میتوان در میان سفید پوست های خود برتر پندار پیدا کرد. او با کمک یک فعال سیاه پوست و زنی که عاشقش است سعی می کند از این محیط خشونت آمیز دور و دورتر شود…

آنا دختری است که تمام دوران کودکی خود را توسط مردی مرموز که بعنوان "پدر" می شناخته، در اتاق زیر شیروانی حبس شده اما در سن ۱۶ سالگی توسط کلانتر منطقه نجات داده می شود. مدتی بعد کابوس های دوران کودکی به او چیره شده و باعث می شود به فکر انتقام بیفتد و همین موضوع باعث برملا شدن یک راز مخوف خواهد شد...


داستان این مجموعه در یکی از کثیف ترین دوران های تاریخ یعنی دهه ۷۰ آمریکا جریان دارد. دورانی که فحشا و پورنوگرافی به صورت گسترده شهر نیویورک و منطقه منهتن را در بر گرفته بود. جیمز فرانکو در این مجموعه نقش دو قلوهایی به نام های وینسنت و فرانکی مارتینو را ایفا میکند که از مافیاهای این صنعت هستند...


داستان سریال به رخ کشیدن قدرت میان دو شخص با نفوذ و پرقدرت از دو قطب قانون گذاران و سرمایه گذاران در دنیای امروزه میباشد. دادستانی زیرک و بلندپرواز بنام چاک رودز که سخت به دنبال گیرانداختن و رسوا کردن یکی از بزرگترین و بانفوذترین صندوق داران مالی شرکت های وال استریت در نیویوک بنام بـابی اکسلراد میباشد.


داستان سریال مربوط به دختر زیبایی به اسم جین است که به صورت برهنه در میدان تایمز رها شده است. بدن وی پر از خالکوبی های مرموز و پیچیده است که توجه سایرین را به خود جلب میکند. جین هیچ چیز به خاطر نمی آورد از اینکه چطور این بلا سر او آمده و کار چه کسی بوده است. او نه تنها این حوادث را به یاد نمی آورد بلکه نمیداند چه کسی است و چه گذشته ای دارد. اما یک چیز قابل توجه در خالکوبی های او وجود دارد. در پشت گردن او نام کرت ولر مامور اف بی آی خالکوبی داده شده است. جین، بازرس ولر و سایر مامورین اف بی آی به سرعت در می یابند که هر نشانی که روی بدن جین قرار دارد یک سرنخ برای حل بحران هویت اوست و نشان میدهد که او چه کسی است...


«آقای ربات» در مورد برنامه نویسی جوان به اسم Elliot می باشد که با هک کردن مردم با آنها ارتباط برقرار می کند. او از توانایی های خودش به عنوان اسلحه ای برای حفاظت از کسانی که برایش مهم هستند استفاده میکند، اما ناگهان خودش را بین شرکت امنیتی ای که آنجا کار میکند و دنیای زیرزمینیِ هکرها که وی رو وادار میکنند شرکت های آمریکایی را هک کند، می بیند...