

این دختر روستایی برای شهر بزرگ آماده است! خوب، حداقل او فکر می کرد که او است. رویای میتسومی این است که در یک مدرسه معتبر شرکت کند و جهان را به مکانی بهتر تبدیل کند. اما وقتی بالاخره به توکیو میرسد، معلوم میشود که دقیقاً برای زندگی شهری آماده نیست. خوشبختانه، او با شیما، همکلاسی شیرین و خوش تیپی برخورد می کند که اولین دوست او می شود! آیا او می تواند با شیما در کنارش در توکیو موفق شود؟


پس از تصادفی عجیب و غریب، “ماچیزوکی تویای” ۱۵ ساله مرگ را به چشم می بیند و خود را رودرو با خدا می یابد. خدا با گفتن اینکه مرگ تویا اشتباهی احمقانه بوده است به تویا می گوید که می تواند او را به دنیایی خیالی و فانتزی بفرستد و برای جبران اشتباه پیش آمده به او اجازه می دهد که گوشی همراه/اسمارت فون خود را به آن دنیا ببرد. و اینگونه ماجراجوییِ تویا در دنیایی فانتزی شروع می شود.


در خلاصه داستان این سریال آمده است ، تورفین که کودکی بیش نیست بر روی پاهای لیف اریکسون بزرگ نشسته است و با هیجان داستانهایی از سرزمینهایی وحشی که بسیار دورتر از غرب هستند گوش میدهد. اما تمایلات جوانی او با حملهی وایکینگها درهم شکسته میشود ، آنها خانوادهاش را میکشند. تورفین بزرگ شده و جنگجویی بزرگ میشود و در پی انتقام از سرکردهی وایکینگها ، اسکلاد میگردد و…


داستان در مورد حقوق بگیری است که یک همسر قابل اعتماد و یک دختر در دانشگاه دارد که گاهی اوقات می تواند کمی سرکش عمل کند، اما زندگی شادی به روش خودش دارد. تا اینکه یک روز متوجه می شود دخترش کتک خورده است و به این ترتیب سفر خود را به دنیای خطرناکی برای محافظت از خانواده اش آغاز می کند.


یک هنرمند مانگا ناامید که از دو خواهر و برادر جوانش خواسته شده است، با دستیار هنری جدیدی آشنا می شود. اما ورود او فقط یک گام کوچک نیست، بلکه یک جهش بزرگ است... از زمانی که پدر و مادرش مردند، هنرمند مانگا ایچیرو به سختی از کنارش گذشت و مجبور شد از دو خواهر و برادر کوچکترش فقط در مدرسه راهنمایی حمایت کند. او حتی زمانی برای یادگیری نحوه استفاده از رایانه ندارد، که او را مجبور می کند به کشتی گرفتن با قلم و کاغذ ادامه دهد. هنگامی که دستیاران هنری او برای اعتصاب خود دست از کار کشیدند، علاوه بر تقلب در ضرب الاجل ها، خانواده و ترس دائمی از دست دادن شغلش، ایچیرو احساس می کند که نزدیک به یک فروپاشی کامل است. اما پس از آن یک دستیار جدید وارد زندگی ایچیرو می شود و چشم انداز او بلافاصله شروع به روشن شدن می کند! او یک هنرمند باورنکردنی است، او همیشه به موقع کارش را تمام می کند، و زیباست. اما به نظر می رسد که او چیزهای زیادی در مورد او می داند و به زودی اعترافی می کند که ذهن ایچیرو را فراتر از محدوده زمین منحرف می کند…


آکان که اخیراً حذف شده است، وقتی با یامادا در همان RPG ملاقات می کند، به تازگی بازی را که با دوست پسرش انجام می داد، ترک می کند. یامادا در زندگی واقعی تا حدودی یک افسانه است. تنها مشکل این است - او فقط به بازی علاقه مند است. با افزایش احساسات آکان، آیا تمرکز یامادا روی بازی باقی خواهد ماند؟


کیوتارو ایچیکاوا، پسری که به سختی به طبقه پایین نردبان اجتماعی مدرسه اش می چسبد، مخفیانه معتقد است که او نقش اول شکنجه شده در یک فیلم هیجانی روانی است. او روزهایش را با رویاپردازی راههایی میگذراند که زندگی آرام همکلاسیهایش را مختل کند و به دنبال آنا یامادا، بت کلاس میرود. اما کیوتارو تقریباً آن نوجوان آشفته ای نیست که وانمود می کند ... و معلوم می شود که آنا خودش کمی عجیب است!


زمانی که یک گروه مرموز، SSC، فرهنگ اوتاکو ژاپن را نابود می کند، آزادی بیان به خطر می افتد. با این حال، یک انقلابی جوان، قهرمان اوتاکو - که فرهنگ را بیش از هر چیز دوست دارد - برمی خیزد. با کمک سه دختر جادویی پر سر و صدا - هرج و مرج، آبی و صورتی - آنها با هم متحد می شوند تا جهانی عاری از این قانون ظالمانه ایجاد کنند. بخشی از شورش باشید تا هواداران را بازگردانید!


کوگانی کویتو بهعنوان دختر نوجوان عبادتگاه در معبد تاکامیمی کار میکند و به هوسهای ساکنان آن پاسخ میدهد: یک جن چند صد ساله که بازیهای ویدیویی را به همان اندازه که از بیرون رفتن متنفر است، دوست دارد! هدایای خود را برای جن اوتاکو ردیف کنید—بعضی نوشیدنی های انرژی زا، چیپس و بازی های ویدیویی به خوبی انجام می شود—و تماشا کنید که دوستان جدید او در حال تقلا برای ادامه دادن هستند!