
دو روبات با ظاهري انساني از زمان آينده مي آيند، يکي (شوارتسنگر) براي مراقبت از پسر بچه اي به نام «جان کانر» (فورلانگ) ـ که در آينده رهبري مبارزه ي انسان عليه کامپيوتر را به عهده خواهد گرفت ـ و ديگري «نابودگر تي هزار» (پاتريک) که بسيار پيشرفته تر است و مي تواند به هر شکلي دربيايد.

این فیلم شامل سه داستان در مورد س.ک.س، خشونت و بیگانه ها می باشد. در یک داستان، ریچی در سن ۷ سالگی پدرش را می کُشد و گم و گور می شود. در داستانی دیگر یک دانشمند اُکسیر جنسی انسان را ایزوله کرده و آن را می خورد و آخرین داستان در مورد یک زندانی می باشد که در زندان مورد تحقیر و خشونت بسیاری قرار گرفته است...