
«سرهنگ جيمز برادرک» (ناريس) و تعدادي ديگر از آمريکايي هاي زنداني پس از هفت سال اسارت در اردوگاه ويتنام، مي گريزند و به آمريکا باز مي گردند. خيلي زود «براداک» همراه با اعضاي يک کميته ي جست و جو به ويتنام مي رود تا بقيه ي آمريکايي هاي «گم شده در عمليات» را از جنگ ويتنامي ها برهاند.

زماني در آينده ي نزديک. سرخ ها به ايالات متحد يورش مي برند و از جمله در يکي از شهرهاي کلرادو کنار يک دبيرستان فرود مي آيند و دانش آموزان و معلمان را دستگير مي کنند. عده اي از دانش آموزان، از جمله «جد اکرت» (سوايزي) و برادرش «مت» (شين)، به سمت کوه ها فرار مي کنند تا گروهي چريکي تشکيل دهند.