
دوره ی بحران اقتصادی امریکا، اوایل دهه ی ۱۹۳۰٫ زوجی جوان و یاغی، »بانی« (داناوی) و »کلاید« (بیتی)، به سرقت های کوچک دست می زنند. آن دو خیلی زود با همراهی جوانی مکانیک به نام »ماس« (پولارد)، برادر کلاید »باک« (هاکمن) و همسرش »بلانچ« (پارسونز) دارودسته ای تشکیل می دهند و به شهرت می رسند...

«هري دالتن» (برازنان)، زمين شناس متخصص آتش فشان ها، براي تحقيق به شهري نزديک قله ي آتش فشان اينک خاموش دانته مي رود و از نشانه هايي در مي يابد که آتش فشان هنوز فعال است. شهردار شهر که مادري مجرد به نام «ريچل واندو» (هميلتن) است، حرف او را مي پذيرد، اما ديگر مسئولان به دليل توريستي بودن منطقه، حاضر نمي شوند مردم را به فرار از شهر وادارند.

یک مامور سابق سیا که حرفه خود را رها کرده تا به عنوان یک کارگر ساختمانی زندگی سادهای را سپری کند و پدر خوبی برای دخترش باشد. اما وقتی دختر رئیسش که برای او مانند خانواده است توسط قاچاقچیان انسان گرفتار میشود، جستجوی لوون برای بازگرداندن او به خانه، دنیایی از فساد را آشکار میکند که بسیار بزرگتر از آن چیزی است که او تصور میکرد و…