داستان در مورد پنج نظامی در ایالت ورمونت است که در یک ایستگاه دور افتاده نزدیک مرز کانادا به انجام وظیفه می پردازند. آن ها که استعداد خاصی در گند زدن به کارشان دارند، تصمیم گرفته اند با حل یک پرونده جنایی لیاقت خود را ثابت کنند...
یکی از افراد یاکوزا که فردی سادیستی-مازوخیستی بنام «کاکیهارا» است، به دنبال رئیس گم شده اش می گردد، که در این بین به قاتلی روانی بنام «ایچی» بر می خورد...
«کريس کول» (والبرگ)، تعميرکار ماشين هاي فتوکپي و خواننده ي جايگزين يک گروه موسيقي، آرزو دارد روزي ستاره ي راک شود. يک روز، «کريس» پيامي تلفني دريافت مي کند که زندگي اش را تغيير مي دهد - او حالا به خواننده ي اصلي گروه «استيل دراگون»، تبديل شده است...
«آيريس مرداک» ( وينسلت ) و هم دانشکده اي اش «جان بيلي» ( بانويل ) به يک ديگر دل مي بازند. سال ها مي گذرد و «جان» هم چنان شيفته ي آيريس است که نويسنده ي مشهوري شده. حتي وقتي که آيريس به فراموشي و اختلال مشاعر مبتلا مي شود، «جان» مراقبت از او را رها نمي کند...
فیلم داستان مرد جوانی است که بدون سیستم ایمنی به دنیا آمده و درون یک حباب پلاستیکی در اتاق خوابش زندگی می کنند. او وقتی متوجه می شود زنی که از دوران کودکی عاشقش بوده قصد دارد در آبشار نیاگارا ازدواج کند، لباسی برای خود ساخته و تصمیم می گیرد او را بدست آورد...
دو پسر به نامهای «سیلاس» و «جمال» روزی تصمیم میگیرند که یک ماده مخدر جادویی را دود کنند، و این ماده به آن ها کمک می کند که در آزمون ورودی کالج نمره قبولی بگیرند...