با مراقبتهاى دلسوزانهى » سیمور « ( هیز )، جوانى کودن که در یک گلفروشى کار مىکند، گیاهى عجیب و غریب به نام » اودرى جونیر « چنان جاذبهاى مىیابد که به کسب و کار گلفروشى رونقى تازه مىبخشد. اما پس از مدتى » سیمور « تصادفا درمىیابد که گیاه خونخوار است
در گردشى دستهجمعى در يك جزيرهى غيرمسكونى، « آنا » ( ماسارى ) ناپديد مىشود و دوستانش به جستوجوى او مىپردازند. اين جستوجو محبوب « آنا »، « ساندرو » ( فرتستى ) و « كلوديا » ( ويتى ) را به هم نزديك مىكند...
فیلم داستان "ایلیا" زنی یونانی و با روحیه است که در بندر "پیرائسوس" یونان زندگی می کند و "هومر" توریستی آمریکایی و محقیق که شیفته یونان است را روایت می کند."هومر" احساس می کند روش زندگی او نمونه ای از تنزل فرهنگ کلاسیک یونان بوده و تلاش می کند او را به سمت اخلاقات سوق دهد...
“وال خاویر” مردی با گذشته ای نامعلوم وارد شهری کوچک شده. او که برای رابطه با زنان دچار مشکل است ، در فروشگاهی که توسط خانم “تورنس” اداره می شود شغلی بدست می آورد...
درست در زمانی که چهار هم سلولی قصد اجرای نقشه فرار خود را دارند،یک زندانی جدید به سلول آنها منتقل می شود.چهار هم سلولی به حبسی طولانی مدت محکوم شده اند.آیا آنها می توانند به زندانی تازه وارد اعتماد کنند؟
«ميشل پوآكار» ( بلموندو )، مردى جوان، بى قيد و بند و بیكار، روزى پليسى را مى كشد. سپس در پاريس با « پاتريشا فرانچينى » ( سيبرگ )، مهاجر آمريكايى آشنا مى شود. ميشل به پاتريشا پيشنهاد مى كند كه با هم به ايتاليا فرار كنند. اما...
فیلم داستان "شاهزاده المپیا" را روایت می کند. او برخلاف جایگاهش در زندگی، نمی تواند در مقابل خواسته های خود مقاومت کند. او پس از تبعید به مناطق روستایی، عاشق یک میلیونر آمریکایی می شود و...
روزنامه نگارى به نام «مارچلو روبينى» ( ماسترويانى ) با نوشتن مطالب جنجالى و داستان رسوايى ها تأمين معاش مى كند. او در حالى كه جاه طلبى هاى ادبى نيز دارد در منجلاب جامعه ى فاسد رم گرفتار آمده و بى اعتنا به اصول اخلاقى مى كوشد تا خودش را پيدا كند.
« پروفسور ژنهسیه » ( پییر براسور ) ، جراح پلاستیک مشهور به دنبال ترمیم صورت دخترش ( اسکوب ) است که در اثر تصادفى از شکل افتاده است . حالا دستیار پروفسور ( والى ) ، دانشجویان پاریسی اى را که صورتشان شباهتهایى به « کریستیان » دارد ، به خانه ى دکتر میکشاند …