
دو زن جوان آمریکایی به اسامی «ویکی» (ربکا هال) و «کریستینا» (اسکارلت جوهانسن) برای گذراندن تعطیلات تابستانی نزد یکی از اقوام دور ویکی در شهر بارسلون در کشور اسپانیا می روند. ویکی زنی احساساتی است که بزودی قصد ازدواج با نامزدش داگ را دارد که مردی قابل اطمینان اما غیر رمانتیک است. کریستینا نیز دختری خوشگذران است که قصد دارد در بارسلون ماجراهای جدید عاطفی را تجربه کند. آنها در شهر با مرد نقاشی به اسم «جوان آنتونیو» (خاویر باردم) آشنا می شوند که هنوز با همسر سابقش «ماریا» (پنلوپ کروز) ارتباط دارد. کریستینا در اولین برخورد تحت تاثیر جذابیت جوان قرار می گیرد..

دانشگاه آکسفورد. دانشجوي امريکايي، «مارتين» (وود) نتوانسته کاري کند تا رياضيدان نامدار انگليسي، «آرتور سلدم» (هرت) بپذيرد که استاد راهنمايش باشد. با اين همه اين دو، خيلي زود، درگير حل معماي سري قتل هايي مي شوند که ظاهرا بر مبناي نشانه ها و تئوري هاي رياضي انجام مي شوند...

هکتور یک مرد معمولی است که به تازگی خانه ای را به اتفاق همسرش اجاره کرده. روزی او با استفاده از دوربین یک دختر برهنه را در جنگل می بیند، و وقتی خودش را به آنجا می رساند دختر را روی تخته سنگی پیدا می کند، اما ناگهان مردی که با یک باند صورتی چهره اش را پوشانده، یک قیچی را در بازوی هکتور فرو می کند و ...

دختری که در یک یتیم خانه زندگی می کند به وسیله خانواده ای به فرزندی قبول می شود. او پس از ۳۰ سال زندگی بعد از ازدواج و داشتن یک فرزند همراه با شوهرش به همان یتیم خانه که قبلا آنجا بوده است بر می گردد تا آن را بازسازی و به یتیم ها کمک کند. ولی بعد از بازگشت و زندگی در آنجا می تواند روح همبازیهای قدیمی اش را ببیند و با آنها ارتباط برقرار کند. پسرش سیمون هم همینطور همبازی هایی خیالی را برای خود پیدا می کند. سیمون بعد از مدتی گم می شود و پدر و مادرش به دنبال او همه جا را می گردند. حالا باید ببینیم که آیاسیمون توسط روح ها کشته شده است یا نه؟ و …

در شهر کوچکی در اروگوئه، "کاراکان" در خانه ای کنار دریا به هماره همسرش "سولی" و دختر پانزده ساله اش "الکس" زندگی می کند. وقتی "سولی" دوست سابق خود "اریکا" را به همراه همسر جراحش "رامیرو" و پسر نوجوان آنها "الوارو" به خانه خود دعوت می کند، "کاراکان" متوجه می شود که همسرش از "رامیرو" درخواست کرده تا عمل جراحی بر روی "الکس" انجام دهد و...