
نیک یه مامور ویژه است که در یک گروه خلافکاری آسیایی نفوذ کرده تا بتواند شخصی به اسم بانکر را دستگیر کند. بعد از مدت ۸ سال نیک موفق میشود مدارک کافی برای دستگیری بانکر را جمع کند ولی همین موقع بهش دستور میرسد که همچنان به ماموریتش ادامه بدهد تا کسی که بانکر برایش کار میکند را گیر بیندازد و از این طریق کل تشکیلات گروه از هم بپاشد. با گذشت زمان نیک متوجه میشود که حالا دیگر به درآوردن پول راحت و داشتن قدرت عادت کرده و برایش سخت است که بخواهد از نقشش بیرون بیاید و دوباره تبدیل به یک پلیس شود و …

خانواده ي سلطنتي چين دستخوش آشوب است. امپراتور (يون- فات) در حال مسموم کردن تدريجي همسرش (لي) با اضافه کردن زهر به داروي او است. ملکه با ناپسري اش، «شاهزاده وان» (يه) سر و سري دارد و او نيز به نوبه ي خود با «چان» (لي مان)، دختر پزشک قصر. «شاهزاده جاي» (جي چو) از نبردي طولاني با مغول ها بازگشته است و پسر کوچک تر، «شاهزاده يو» (جونجي) نيز از اين که همه ي توجه به برادرانش معطوف شده، در آتش حسادت مي سوزد...