داستانی دردناک اما هیجان انگیز از «اوه سو جائه»، یک وکیل بی انگیزه که در حالی که تنها به دنبال موفقیت است، نا امید شده است، و «گونگ چان»، یک دانشجوی دانشکده حقوق که از هیچ چیز برای محافظت از او نمی ترسد.
جسیکا که معتاد به کار است، پس از جدایی از همسرش، برای تنها بودن به لندن نقل مکان میکند. او با فلیکس آشنا میشود که باعث میشود دوباره به دنبال عشق بگردد.
بیل، ساکن یک بیمارستان دولتی، ماه ها زندگی خود را وقف دکتر شدن کرده است. یک اعتصاب عمومی در اعتراض به کاهش بهداشت عمومی بیل و ساکنان به فکر حمایت از اعتصاب هستند که می تواند عواقب مرگباری داشته باشد.
وقتی یک وارث گمشده با خاطرات از دست رفته برمی گردد، عشق و بدگمانی در هم می پیچد. آیا او واقعا هونگانگ است یا غریبه ای که قلب ها و روابط خانوادگی را به هم می زند؟
هنگامی که Druid getafix فراموش می کند که چگونه می تواند معجون جادویی را تهیه کند ، آستریکس و اوبلیکس باید از روستا دفاع کنند زیرا توطئه های سزار برای استفاده از یک قانون گالیک علیه آنها.