
۹ سال پس از شیوع یک بیماری که باعث می شود انسان ها تبدیل به موجودی هار شوند، پارتیک، جک و لو، یک دختر ۹ ساله، جان سالم به در برده اند و در محلی پوشیده از برف زندگی می کنند. با این حال میان جک و لو یک تنفر خاصی وجود دارد که آنها را از یکدیگر جدا نگه می دارد. زمانی که دوباره سر و کلهی انسان های آلوده پیدا می شود، آن دو باید کینه هایشان را پشت سر بگذارند تا از کسی محافظت کنند که برایشان بیشتر از هرچیزی ارزش دارد...

دو زن جوان آمریکایی به اسامی «ویکی» (ربکا هال) و «کریستینا» (اسکارلت جوهانسن) برای گذراندن تعطیلات تابستانی نزد یکی از اقوام دور ویکی در شهر بارسلون در کشور اسپانیا می روند. ویکی زنی احساساتی است که بزودی قصد ازدواج با نامزدش داگ را دارد که مردی قابل اطمینان اما غیر رمانتیک است. کریستینا نیز دختری خوشگذران است که قصد دارد در بارسلون ماجراهای جدید عاطفی را تجربه کند. آنها در شهر با مرد نقاشی به اسم «جوان آنتونیو» (خاویر باردم) آشنا می شوند که هنوز با همسر سابقش «ماریا» (پنلوپ کروز) ارتباط دارد. کریستینا در اولین برخورد تحت تاثیر جذابیت جوان قرار می گیرد..