

داستان سریال بازمیگردد به انگلستان در سال ۱۵۲۰ و پادشاهی هنری هشتم. در آن زمان کشور در مشکلات فراوانی فرو رفته بود از طرفی پادشاه نیز هیچ وارثی برای خود به جا نگذاشته است. طرف دیگر ماجرا توماس کرامول است که شخصی اصیل، کاملا آرمانگرا و فرصت طلب است که فکر هایی برای آینده خود و مملکت دارد...

قهرمان سابق مسابقات رقص سالسا، حالا یک مهندس بیعرضه است. اما آتش علاقه او به رقص، با عشقی که نسبت به رئیس جدید و فوق العاده زیبایش پیدا میکند، مجددا شعله ور میشود و تنها راهی که وی میتواند قلب او را بدست بیاورد، این است که به درجه بالایی از مهارت در هنر رقص نایل شود. حالا او تنها کاری که باید انجام دهد این است که شور و اشتیاق درونیاش را پیدا کرده و بروز دهد...


هفت خاندان اشرافی برای حاکمیت بر سرزمین افسانه ای «وستروس» در حال ستیز با یکدیگرند. خاندان «استارک»، «لنیستر» و «باراثیون» برجسته ترین آنها هستند. داستان از جایی شروع می شود که «رابرت باراثیون» پادشاه وستروس، از دوست قدیمی اش، «ادارد» ارباب خاندان استارک، تقاضا می کند که بعنوان مشاور پادشاه، برترین سمت دربار، به او خدمت کند. این در حالی است که مشاور قبلی به طرز مرموزی به قتل رسیده است، با این حال ادارد تقاضای پادشاه را می پذیرد و به سرزمین شاهی راهی می شود. خانواده ملکه، یعنی لنیستر ها در حال توطئه برای بدست آوردن قدرت هستند. از سوی دیگر، بازمانده های خاندان پادشاه قبلی وستروس، «تارگرین ها» نیز نقشه ی پس گرفتن تاج و تخت را در سر می پرورانند، و تمام این ماجراها موجب در گرفتن نبردی عظیم میان آنها خواهد شد...