
داستان فیلم درباره ی مایک، پسر جوانی است که در یک فروشگاه محلی کار می کند و تفریحش هم نوشتن کتاب های اَبَرقهرمانی می باشد. او که به همراه نامزدش قصد دارند به زودی سفری به هاوایی داشته باشند، طِی یک شب پس از اینکه در محل کارش مورد حمله دو نفر قرار میگیرند، مایک متوجه قابلیت های خارق العاده ای درون خودش می شود آن دو نفر را با مهارت های عجیبش از پا در می آورد. حال مایک قصد دارد بفهمد این مهارت ها را چگونه به دست آورده است...

جاسوس سازمان CIA ناپلئون سولو (هنری کویل) و مامور سازمان KGB روسی ایلیا کوریاکین (آلیسیا ویکاندر) با شروع جنگ سرد مجبور می شوند تا دشمنی های کشورهایشان را کنار بگذارند و در کنار هم کار کنند. هدف آنها از کار انداختن یک شبکه جنایی خطرناک که می خواهد تا جهان را در هرج و مرج غرق کند، می باشد...

میا دختر جوانی است در سرزمینی دور دست. روزی یک کارناوال وارد شهر آنها می شود و او بسیار مشتاق است که به دیدن این کارناوال برود. ایم مرد بند باز جوانی در این کارنوال توجه او را بسیار جلب کرده بود و میا غرق در تماشای او بود که ناگهان این مرد جوان از روی بند به پایین سقوط می کند. میا با دیدن این صحنه وحشت می کند و برای کمک به او می شتابد اما ناگهان همه چیز به هم می ریزد. همه ی مردم محو می شوند و میا خودش و مرد جوان را در سرزمینی بسیار عجیب می بیند. این دو از هم جدا می شوند و سفری بسیار عجیب را آغاز می کنند...


سراسر زندگی ما وابسته به برق و الکتریسیته است . اگر روزی برق را از دست بدهیم چه اتفاقی می افتد ؟ Revolution حکایت روزی است که زمین بر اثر سانحه ای به طور ناگهانی از نعمت برق محروم میگردد و همه جا در تاریکی فرو میرود . زمین مجددا به دوران خاموشی و تاریکی ها فرو میرود . هواپیما ها سقوط میکنند , بیمارستان ها تعطیل میشوند و از همه بدتر ارتباطات به کلی غیر ممکن میشوند . حال بزرگترین مشکل این است که بدون تکنولوژی مدرن چگونه میتوان دلیل این حادثه را پیدا کرد …