خانواده مک لاسکی دلالان قدرتمندی هستند که با موضوعات نژادپرستی سیستماتیک، فساد و نابرابری در کینگستون، میشیگان - جایی که تجارت زندانی کردن تنها صنعت پر رونق است، مقابله می کنند.
یک هنرمند جوان توسط یکی از ارواح وحشتناکی که در رُمان گرافیکی خود خلق کرده تسخیر می شود. حالا او مجبور است پیش از اینکه روان پریشی و جنون باعث تخریبش شود، بر آن غلبه کند...
در هر قسمت از ۴ زندانی خلافکار حرفهای برای به دام انداختن فراریهای دیگر کمک گرفته میشود و با آنها قرار گذاشته میشود که هر بار، هر خلافکاری را که دستگیر کنند، یک ماه از محکومیتشان کم میشود...
در سال ۱۸۹۰ (ویلیام مرداک) از تکنیک های رادیکال پزشکی قانونی از جمله شواهد انگشت نگاری و ردیابی، برای حل برخی از وحشتناک ترین قتل های شهر استفاده میکرد...
داستان فیلم در سال ۱۹۶۵ نیوانگلند اتفاق میافتد، دختری پردردسر در جنگلهای اطراف یک مدرسه دخترانه منزوی که توسط والدین بیعلاقهاش به آنجا فرستاده شده بود، با اتفاقات مرموزی روبرو میشود...
داستان این فیلم بخشی از زندگی «هوارد هیوز» کارگردان و تهیهکننده و خلبان پرآوازه آمریکایی از اواخر دهه ۱۹۲۰ تا اواسط دههٔ ۱۹۴۰ است. او که دچار اختلال وسواسی جبری بود همواره به دنبال شکستن رکوردهای سرعت و فاصله پرواز بود.