
داستان پسری ۹ ساله به نام اسکار را دنبال میکند که به دلیل ناتوانی در صحبت کردن، مشکلاتی برای ارتباط برقرار کردن با دیگران دارد. او با اریک، صاحب یک تعمیرگاه مهربان، آشنا میشود و پس از آنکه یک دوربین فیلمبرداری قدیمی آسیبدیده آنها را به هم نزدیک میکند، دوستی غیرمنتظرهای بینشان شکل میگیرد.


در آینده ای نزدیک پارکی فوق پیشرفته شبیه غرب وحشی طراحی شده است که ربات های انسان مانندی بنام "میزبان" در آن وجود دارد. این ربات ها همگی از قبل برای اهداف مشخصی برنامه ریزی شده اند. افراد ثروتمند که در این پارک با نام "مهمان" شناخته می شوند در ازای پرداخت پول میتوانند از امکانات و ربات های این پارک بازدید و استفاده کنند. همه چیز سالها طبق برنامه پیش می رود و سرمایه گذاران این پارک تسلط کامل بر روی ربات ها دارند تا اینکه یک روز به دلیل نقص فنی در سیستم کنترل، ربات ها متوجه ماهیت واقعی خود شده و کم کم دست به شورش علیه سازندگان خود می زنند...