مردی بنام جک تصمیم میگیرد وارد خانه زنی بنام امیلی شود و هرچیزی را که میخواهد به زور بردارد. نقشه های او برای زجر دادن امیلی و لذت بردن خودش زمانی نقش بر آب می شود که جک بیدار می شود و می بیند در حال خونریزی به یک صندلی در خانه امیلی بسته شده است...
"آلبرت انیشتین" پسر یک کشاورز سیب اهل تاسمانیا می باشد، کسی که یک راز را در مورد اتم کشف کرده آن هم در حباب های الکل. زمانی که آلبرت به سیدنی می رود تا اختراع خود را ثبت کند یک دانشمند زیبای فرانسوی را ملاقات می کند...