
گروهی از دانش آموزان دبیرستانی با تمسخر و شوخی با دیگر دانش آموزان و معلمان خود را سرگرم می کنند. اما یک شب، شوخی آنها به طرز وحشتناکی سبب قتل یکی از بچه ها می شود و آنها بر روی این جرم سر پوش می گذارند و وانمود می کنند که او تصادفی مُرده است. پس از گذشت پنج سال یک قاتل زنجیره ای که ماسک به صورت دارد سراغشان می آید و...


سریال ماجرای یک تیم از دادستان ها و بازرسان شیکاگو است که اختلافات و جنجال های این شهر را مدیریت میکنند و مجرمان را به پای میز عدالت میکشانند. آنها که در این راه قرار است با پرونده های پرمخاطره و جنجالی بسیاری برخورد کنند، مجبور اند هم افکار عمومی را راضی نگه داشته و هم با قدرت های درون نظام مبارزه کنند و...


یک خانواده معمولی برای شروعی دوباره و نو به خانه ای جدید میروند اما در این خانه اوضاع آنچنان که به نظر میرسد خوب و نرمال نخواهد بود. رازهای سر به مهر زیادی در این خانه وجود دارند. صاحبان پیشین آن بر اثر قتل و خودکشی از دنیا رفته اند. این خانه به آن زیبایی که به نظر میرسد نیست…راز چیست؟ مشکل کجاست؟ چرا صاحبان جدید پس از دیدن موارد مشکوک از خانه نمیروند و در آن میمانند؟ این خانه چه رازی را در خود پنهان کرده؟ سرنوشت این خانواده و اطرافیان آنها همگی به خانه گره خورده اس…


دو برادر خون آشام به نام های «استفان» و «دیمن»، که دارای زندگی جاودانه هستند، قرن هاست که میلشان برای نوشیدن خون انسان را مخفی کرده و میان مردم زندگی می کنند. آن ها قبل از اینکه اطرافیان متوجه عدم تغییر سن آن ها شوند، از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکنند. اکنون آن دو به شهر ویرجینیا بازگشته اند، همان جایی که به خون آشام تبدیل شدند. استفان پسر شریفی است و خون انسان را به خود ممنوع کرده تا مجبور نباشد کسی را بکشد، اما همواره سعی می کند مراقب اعمال برادر شرورش، دیمن باشد. بعد از آمدن به ویرجینیا، طولی نمی کشد که استفان عاشق یک دختر مدرسه ای بنام «الینا» میشود...