
دنیل و آلیسون در سال ۱۹۸۹ در شفیلد با هم آشنا میشوند و در نوجوانی عاشق هم میشوند، اما زندگی آنها را به مسیرهای متفاوتی میبرد. سالها بعد، آنها از طریق خاطرات مشترک موسیقی دوباره با هم ارتباط برقرار میکنند و از خود میپرسند که آیا قرار بوده با هم باشند یا نه.


داستان سریال درباره فردی است به نام رگنار لاثبروک که با پادشاه آن دوران وایکینگ ها به مخالفت برمیخیزد و دوست دارد این بار به جای نبرد با شرقی های منطقه خود، حمله به سمت غرب را در دستور کار خود قرار بدهند. رگنار با مخالفت با پادشاه خود، کار را به جلو میبرد تا راه را برای نبرد با غربی ها هموار کند و حتی خود را در مقام پادشاهی ببیند...


هفت خاندان اشرافی برای حاکمیت بر سرزمین افسانه ای «وستروس» در حال ستیز با یکدیگرند. خاندان «استارک»، «لنیستر» و «باراثیون» برجسته ترین آنها هستند. داستان از جایی شروع می شود که «رابرت باراثیون» پادشاه وستروس، از دوست قدیمی اش، «ادارد» ارباب خاندان استارک، تقاضا می کند که بعنوان مشاور پادشاه، برترین سمت دربار، به او خدمت کند. این در حالی است که مشاور قبلی به طرز مرموزی به قتل رسیده است، با این حال ادارد تقاضای پادشاه را می پذیرد و به سرزمین شاهی راهی می شود. خانواده ملکه، یعنی لنیستر ها در حال توطئه برای بدست آوردن قدرت هستند. از سوی دیگر، بازمانده های خاندان پادشاه قبلی وستروس، «تارگرین ها» نیز نقشه ی پس گرفتن تاج و تخت را در سر می پرورانند، و تمام این ماجراها موجب در گرفتن نبردی عظیم میان آنها خواهد شد...


سریال در مورد یک گروه پژوهشی است که درباره ظاهرشدن کریستال ماورایی تحقیقات انجام می دهند. این کریستال تمامی موجودات ما قبل تاریخ و دایناسورها را به زمان حال بر می گرداند و باعث بروز مشکلات خطرناکی برای ساکنین شهر می شوند. این تیم سعی دارد تا این کریستال را نابود کند و از ورود این موجودات جلوگیری به عمل آورد. این سریال پر از جلوه های ویژه بصری سینمایی است که هر بیننده ایی را جلب خود می کند و با هیجانات سریال همراه می سازد.