

این سریال حول محور مردی به نام “کاپیتان” جریان دارد که در اواخر جنگ ویتنام چارهای جز مسافرت به کشور ایالات متحده آمریکا پیدا نمیکند. مردی که به عنوان یک پناهنده وارد این کشور شده و به جاسوسی روی میآورد. با این حال شرایط زندگی جدیدش سبب میشود تا نسبت به شغل مخفیانه خود دچار تردید شده و به همین سبب نیز وقایع غیرمنتظرهای را تجربه میکند.

داستان فیلم در تابستان سال ۱۹۸۶ در شهر ساحلی هرموسا بیچ، کالیفرنیا اتفاق می افتد و به وسیلهی داستان یک پسر نوجوان به نام مینو را روایت می کند. مینو به تازگی به هرموسا بیچ اسباببازی کرده است و در آنجا با گروهی از دوستان جدید آشنا میشود. او در طول تابستان تلاش میکند تا در جمع دوستان جدیدش قرار گیرد و تجربیات جدیدی را تجربه کند، همچنین در تلاش است تا دختری که عاشقش شده است را به دست آورد. "Age of Summer" با تمرکز بر روی دوران نوجوانی و دوستیهای اجتماعی، راهی دلپذیر به گذراندن تابستان و کشف هویت فردی ارائه می دهد.


در آینده ای نزدیک پارکی فوق پیشرفته شبیه غرب وحشی طراحی شده است که ربات های انسان مانندی بنام "میزبان" در آن وجود دارد. این ربات ها همگی از قبل برای اهداف مشخصی برنامه ریزی شده اند. افراد ثروتمند که در این پارک با نام "مهمان" شناخته می شوند در ازای پرداخت پول میتوانند از امکانات و ربات های این پارک بازدید و استفاده کنند. همه چیز سالها طبق برنامه پیش می رود و سرمایه گذاران این پارک تسلط کامل بر روی ربات ها دارند تا اینکه یک روز به دلیل نقص فنی در سیستم کنترل، ربات ها متوجه ماهیت واقعی خود شده و کم کم دست به شورش علیه سازندگان خود می زنند...


داستان سریال بر دو کاراگاه متمرکز است که همکار یکدیگرند ولی از دیدگاه های بسیار متفاوتی برخوردارند. آنها باید به این سوال میان خود پاسخ دهند که بدبین بودن، دو رو و حیله گر بودن برای پاک کردن خیابان های شهر Battle Creek (از شهرهای ایالت میشیگان) از وجود جنایتکاران و مجرمان آن هم بدون داشتن منابع و نیروهای لازم مناسب است یا اینکه بر عکس؛ بیریایی و پاک بودن، اعتماد کردن و استفاده کردن از منابع و نیرو لازم است؟