داستان فیلم درباره ی مشکلات برق در کشور هند میباشد و درباره ی مردی بنام سوشی کومار (شاهد کاپور) که بعد از مرگ دوستش به کل تغییر میکند و نمیخواهد حق وی پایمال شود برای همین علیه اداره ی برق جنگی راه میاندازد...
یک جنایت کاره حرفه ای (آکشی کومار) وارد شهری شده و با حقه های خودش از مردم به عنوان کمک برای سرقتِ عتیقه جاتی که درون یک قطار وجود دارد ، استفاده میکند و ...
یک مرد روستایی بنام «گوروکنت دسای» در سال ۱۹۵۸ به بمبئی می آید، و از میان خیابان ها خود را حدی بالا می کشد که به «گورو»، بزرگترین سرمایه دار در کل تاریخ هند تبدیل می شود.