اوايل قرن ، ويلز جنوبى . « هيو مورگان » ( مك داول ) ، پسركى ۱۲ ساله ، همراه با خانواده اش در دهكدهاى معدنى در دره اى سرسبز و زيبا زندگى مى كند. اما آرامش و خوشبختى خانواده آرام آرام با شدت گرفتن طمع و زورگويى هاى صاحبان معادن از بين مى رود...
در کشتی باری "گلنکرن"، زندگی خدمه در ترس، تنهایی و سوءظن می گذرد. مردان الکل قاچاق کرده و زنان با یکدیگر می جنگند، جاسوسی یکدیگر را می کنند، اما وقتی مرگ از راه می رسد یکدیگر را از خطر نجات می دهند...
در روزهاى تاریك بعد از جنگ جهانى اول، خانم و آقاى كارا كلاف به دلیل فقر، سگ پسرشان را به یك دوك می فروشند. پسر از دورى لاسى سخت ضربه می خورد، اما فكر مى كند كه شاید این زندگى جدید به نفع سگش باشد و ...