
داستان فیلم درباره ی گروهی است که برای خوشگذرانی و تفریح به جنگل می روند و در حال گردش در اعماق جنگل به یک موجود فضایی و بیگانه بر می خورند که به نظر می رسد با سفینه ی خود به زمین برحورد کرده است. آنها تصمیم می گیرند موجود بیگانه را بکشند اما پس از نابود کردن آن مورد حمله ی گروهی از بیگانگان که در داخل سفینه ی خود بودند قرار می گیرند...


بعد از مرگ “Ichabod Crane” در حین یکی از ماموریتهای ژنرال جرج واشنگتن در سال ۱۷۸۰، در سال ۲۰۱۳ از مرگ بر میگردد و بیدار میشود، وی تنها فردی نیست که از مرگ برگشته، مرد اسبسوار بیسر، که توسط “Ichabod Crane” سر وی از تنش جدا شده بود به زمان حال بر میگردد و شروع می:کند به قتلهای شبانه، حال “Ichabod” بایستی با کلانتر “ابی میلز” همکاری کند و...

زمانی که اسپارکی، سگ ویکتور با یک ماشین تصادف میکند و از دنیا می رود، ویکتور تصمیم می گیرد از تنها راهی که می داند او را به زندگی باز گرداند اما زمانی که این سگ خرابی به بار می آورد و همسایه ها را وحشت زده می کند، ویکتور تلاش می کند والدینش و همسایه ها را متقاعد کند که اسپارکی هنوز همان سگ مهربان و وفادار است...