
جسیکا آلسون به همراه خواهرش سارا برای دیدن کنسرت کریستوفر وایلد به لس آنجلس می روند، کریستوفر خواننده بسیار خوبی است و همه برای دیدن او به لس آنجلس آمده اند. در حالی که سارا آرزوی دوست شدن با کریستوفر را دارد، جسیکا توجهی به او ندارد و تنها به اصرار خواهرش به این کنسرت آمده اما به طور اتفاقی با کریستوفر برخورد می کند و رفته رفته به هم علاقه مند می شوند. جسیکا بعد از برگشت از لس آنجلس در تلویزیون ملی مشاهده می کند که کریستوفر که فردی مشهور است به خاطر زیر سوال نرفتن خود بخاطر ارتباط با فردی معمولی دوستی خود را با او انکار کرده و ادعا بر این دارد که هرگز با او ملاقاتی نداشته...

جایزه گلدن گلوب (گوی زرین) نام مجموعه جوایزی است که هرساله در ایالات متحده آمریکا توسط اتحادیه مطبوعات خارجی هالیوود به بهترین تولیدات سینمایی و تلویزیونی اهدا میگردد. این جایزه نخستین بار در سال ۱۹۴۴ به فیلمهای تولیدی و محصولات تلویزیونی تعلق گرفت. مهمترین جایزه آکادمی با نام «بهترین فیلم» یکی از مهمترین رقابتهای فیلمسازان محسوب میشود. همچنین جایزه «یک عمر فعالیت هنری» یکی از مهمترین جوایز گلدن گلوب است که هر سال به یکی از بزرگان عرصه سینما و تلویزیون آمریکا داده میشود. گفتنی است که این جایزه به فیلم یا برنامه تلویزیونی خاصی تعلق نمیگیرد و تنها برای یک عمر فعالیت هنری بزرگان سینما و تلویزیون آمریکا اهدا میشود.

بد بلیک مرد ۵۷ ساله الکلی و خواننده ای دوره گرد است. او ازدواج های ناموفقی در گذشته داشته و در حال حاضر تنهاست و غالبا در حال مسافرت با ماشین کهنه خود است. در یکی از روزها با زنی خبرنگار به نام جین که طلاق گرفته و یک پسر چهار ساله دارد آشنا میشود. جین قصد دارد شخصیتی که پشت نقاب خوانندگی بد قرار دارد را کشف کند...

سی سال پیش، اندری سیمینویچ فیلیپوف، رهبر مشهور ارکستر بولشوی به دلیل استخدام یک نوازندهی یهودی از کار اخراج میشود. اکنون به طور اتفاقی متوجه میشود که تئاتر پاریس از ارکستر بولشوی دعوت کرده تا در آنجا برنامه اجرا کنن، با شنیدن این خبر تصمیم میگیرد که نوازندگان قدیمی خودش را دور هم جمع کند و در تئاتر پاریس به جای ارکستر بولشوی، برنامه اجرا کند..