
قرن چهاردهم. « شاه استفان » و همسرش صاحب دخترى مى شوند. پرى شيطان صفتى از اين كه به جشن تولد نو رسيده دعوت نشده به خشم مى آيد و شاهزاده خانم را طلسم مى كند كه در شانزدهسالگى بر اثر لمس سوزن نخريسى جوان مرگ شود. اما يك پرى خوش قلب مقدر مى كند كه شاهزاده خانم در صورت تماس با سوزن به خواب عميقى فرو برود و تنها با بوسه ى محبوب به زندگى بازگردد...

داستان در مورد دختر پادشاه یک سرزمین است که در میان مردم به نحسی از او یاد می شود. چرا که افسانه های آن سرزمین بیان گر به دنیا آمدن یک پسر در آن سال از پادشاه است که میتواند مردم آن جا را به خوش بختی برساند. اما از بد اقبالی پادشاه یک دختر به نام ناریکو به دنیا میاورد. سال ها میگذرد و ناریکو به دختری توانمند در رزم تبدیل میشود...