

Yuuichi Katagiri معتقد است که دوستان مهمتر از پول هستند، اما او سختی های کمبود بودجه را نیز می داند. او برای رفتن به سفر دبیرستان سخت تلاش می کند تا پس انداز کند، زیرا به چهار دوست صمیمی خود قول داده است که همه با هم بروند. با این حال، پس از جمع آوری پول کلاس، به سرقت رفته است! مشکوک به دو تن از دوستان یوویچی، شیهو ساواراگی و ماکوتو شیبه، می افتد. بلافاصله پس از آن، پنج نفر از آنها ربوده می شوند و در اتاقی عجیب با شخصیتی از یک انیمیشن کوتاه مدت از خواب بیدار می شوند. ظاهراً یکی از آنها برای رسیدگی به بدهی هنگفت آنها را وارد «بازی دوستی» کرده است. اما چه کسی بود و چرا چنین بدهی داشتند؟ آیا آنها می توانستند پول کلاس را برای پرداخت هزینه ورود به بازی دزدیده باشند؟ یوویچی و بهترین دوستانش باید در بازیهای روانشناختی موفق شوند که ایمان آنها را نسبت به یکدیگر آزمایش یا از بین ببرد.

یوتا اوکوتسو از زمانی که دوست دوران کودکیاش ریکا در یک تصادف رانندگی درگذشت ، تسخیر شده و روحش در او ماندگار شد. اما روح او آنطور که دختر نازنین یوتا زمانی می شناخت ظاهر نمی شود. در عوض، او به عنوان یک موجود هیولایی و قدرتمند ظاهر می شود که به شدت از او محافظت می کند...


«میرای کاکِهاشی» جوان، بعد از وفات والدینش در کنار یکی از خویشاوندانی که رفتار نامناسبی با او دارند زندگی میکند. از آن موقع افسرده شده بود و در شب فارغ التحصیلیش از مدرسه اقدام به خودکشی میکند، اما ناگهان توسط دختری با بالهای سفید نجات پیدا میکند. دخترک خود را به عنوان فرشتهای معرفی میکند که میخواهد شادی را به زندگی او، از طریق اهدای قدرتی عظیم و انتخاب به عنوان یکی از جانشینان خدا اعطا کند. و برای رسیدن به آن منصب باید ۱۲ کاندید را در ۹۹۹ روز شکست دهد.


در سال ۲۰۰۶، ردپاهایی از دسترسی غیرمجاز به اسناد سری ریاست جمهوری در رایانههای کاخ سفید کشف شد. «لئون اس. کندی»، مأمور فدرال در میان گروهی است که به کاخ سفید دعوت شدهاند تا در زمینهی این رویداد تحقیق کنند، اما وقتی ناگهان برق قطع میشود، لئون و اعضای گروه یگان ویژه چارهای ندارند جز اینکه زامبیهای مرموز را سرنگون سازند. در همین حین، «کلر ردفیلد» از «تراسیو» با تصویر مرموزی برخورد میکند که پسر جوانی ترسیم کرده و در حال حمایت از پناهجویان است. کلر که نمیتواند این تصویر را فراموش کند خود برای انجام تحقیقات دست به کار میشود. صبح روز بعد، کلر از کاخ سفید دیدن میکند تا درخواست بازسازی ساختمان خیریه را ارائه کند. در آنجا، او فرصت ملاقات دوباره با لئون را به دست میآورد و طرح مرموز را به او نشان میدهد. لئون به نظر متوجه ارتباط میان آن و هجوم زامبیها به کاخ سفید شده، اما به کلر میگوید هیچ ارتباطی وجود ندارد.»