
سمت چپم داستان عشق سرّا، دختر جوانی که در اوج جوانی مجبور شده روی پاهای خودش بایسته و مسئولیت مراقبت از مادرش رو به دوش بکشه و سلیم، ولیعهد خانواده ی اشرافی کوتلوسای را به نمایش خواهد کشید. سرّا یک دانشجوی بسیار موفقه که از دانشگاهی که متعلق به خانواده ی سلیمه بورس گرفته و با جدیت تمام تحصیل میکند و در نقطه ی مقابل سلیم از روی مجبوریت به ادامه ی تحصیل ادامه میدهد…


ملیسا چلیک در کودکی بدون مادر و پدر می ماند. او سعی می کند در کنار خانواده ای که او را به فرزندی قبول کرده اند بماند، اما بیسیمه، بانوی خانه، ملیسا را نمی خواهد و انواع شکنجه ها را بر او تحمیل می کند. روزی که او را از خانه بیرون می کنند، مردی پیش او ظاهر می شود. متین... متین مرد میانسالی ترسو و دست و پا چلفتی است. از طرف دیگر، ملیسا دختری جیک و پرحرف است. متین شاهد بخشی از تجربیات اوست، به حرف دل او گوش می دهد و تصمیم می گیرد حداقل فعلا این دختر را نجات دهد و او را به مزرعه می برد. ورود ملیسا، اقامت او در مزرعه، زندگی در مدرسه و پذیرفتن خود نزد همه تبدیل به یک ماجراجویی متفاوت می شود. با این خبر که خانواده ای می خواهند او را به فرزندی قبول کنند همه چیز برعکس می شود…


سریال در آینده ای نزدیک اتفاق می افتد، Echoes یک شیرجه عمیق به کاوش در دستکاری علمی وجود انسان انجام می دهد. این فیلم گروهی از زنان را دنبال میکند که راه خود را به زندگی یکدیگر میپیوندند و سفری هیجانانگیز را آغاز میکنند، راز هویت خود را کشف میکنند و داستانی تلخ از عشق و خیانت را کشف میکنند.