
جیکوب با این باور که او گرگی است که در بدن یک مرد به دام افتاده است، غذا می خورد، می خوابد و مانند آن زندگی می کند - که باعث شوک خانواده اش شد. هنگامی که او به کلینیک فرستاده می شود، جیکوب و همتایانش که به حیوانات محدود می شوند، مجبور می شوند که تحت درمان های شدید قرار بگیرند. با این حال، هنگامی که او با گربه وحشی مرموز آشنا می شود، دوستی آنها به یک شیفتگی غیرقابل انکار شکوفا می شود و جیکوب باید تصمیم بگیرد که آیا به خاطر عشق از خود واقعی خود چشم پوشی کند یا خیر...

الکسیا، قاتل سریالی است که در خردسالی پس از یک سانحه رانندگی، صفحه ای از جنس فلز تیتانیوم در جمجمه اش کار گذاشته شده است. او پس از این عمل جراحی تمایلات نامتعارفی به اتومبیل ها پیدا می کند. او که در بزرگسالی به عنوان یک رقاص در نمایشگاه های خودرو مشغول به کار است، از یک ماشین باردار شده، شکمش به طرز دردناکی متورم شده و از سینه هایش هم روغن موتور ترشح می شود...