
فیلمی بر اساس زندگی واقعی «ژان دومینیک بوبی» (آمالریک)، سردبیر مجله ی «ال» که سکته می کند و تمام بدنش فلج می شود. حالا او تنها از طریق پلک چشم چپ می تواند با دنیای اطرافش ارتباط بگیرد. به کمک یک مشاور گفت وگو (کروز) «بوبی» می تواند افکار خود را به صورت حروف الفبا شکل دهد و از همین راه موفق به نوشتن رمانی به نام «لباس غواصی و پروانه» می شود…

داستان واقعی این فیلم در مورد جاسوسی بنام رابرت هنسن است که بیست و پنج سال تمام به عنوان ماموری صادق در FBI خدمت کرده بود. او به مدت دو دهه اطلاعات گران قیمت را به مامورین شوروی فروخته و از این راه خسارت های هنگفت مالی و جانی به دولت آمریکا تحمیل کرده بود. اما در آستانه بازنشستگی به شدت تحت تعقیب و مراقبت قرار می گیرد...