
انگلستان، اواخر قرن نوزدهم. مالك خانهاى اربابى و بزرگ ( ردگريو)، « دوشيزه گيدنز » ( كار ) را استخدام مىكند تا معلم سرخانهى برادرزادههايش، « مايلز » ( استيونز ) و « فلورا » ( فرانكلين ) بشود. اين دو كودك ابتدا معصوم به نظر مىرسند اما « گيدنز » آرامآرام متوجه مىشود كه وقايع مرموزى در خانه رخ مىدهد...

داستان فیلم در مورد زنی است به نام سامانتا. او برای دختر هشت ساله اش یک مادر ایده آل از هر نظر است. آنها زندگی آرامی دارند و سامانتا هم مشغول تدریس در یک مدرسه است. اما این روند آرام زندگی به هم میخورد. زیرا ضربه ای به سر سامانتا میخورد و او گذشته ی خودش را دوباره به یاد می آورد. به یاد می آورد که او یک مامور مخفی و بسیار با مهارت بوده است. و به زودی متوجه میشود که شخصی اجیر شده است تا او را بکشد و ...

زني به نام «ليبي» (جاد) به اتهام قتل همسرش، «نيک» (گرين وود) محکوم به شش سال زندان و پرداخت دو ميليون دلار بيمه ي عمر او مي شود. اما «ليبي» خيلي زود پي مي برد که «نيک» خودش ماجراي مرگ دروغنيش را ترتيب داده است. بنابراين اگر «ليبي» پس از آزادي از زندان «نيک» را پيدا کند و به قتل برساند، دوباره مجازات نخواهد شد...