بازیگران: برونو گانتس (الکساندر) ، برونو جانر(کودک) کارگردان : تئودور آنجلوپولوس
محصول کشور : یونان
ابدیت و یک روز ساخته ی تئودور آنجلوپلوس برنده ی نخل طلای کن سال نود و هشت
خلاصه داستان : نویسنده ای سالخورده و بیمار را به تصویر می کشد ، که به گفته ی دکترها تنها یک روز به عمرش باقی مانده است ، الکساندر پی آخرین سفرش است ، سفری در پی یافتن معنایی برای سالهای زندگی اش ، که در وسط راه به یک پسر آلبانیایی بی سر پناه برخورد میکند و ....
سینمای شاعرانه آنجلوپلوس در عین حال بسیار فلسفی است ، سینمای او سینمایی با ضرب آهنگ بسیار کندی است ، پلان های آرام ، طولانی پی در پی و پیچیده و بدون ترس از زوم و بدون کات ....
آنجلوپلوس در ابدیت و یک روز سوال هایی اساسی درباره ی پیرامون خود ، احساسات ، عشق ، زندگی ، مرگ و جاودانگی مطرح میکند ... و در انتها آنجلوپلوس میخواهد به این نتیجه برسد که انسان حتی اگر یک روز از زندگی اش را به درستی زندگی کند به درازای ابدیت خواهد بود .
ابدیت و یک روز نوستالژی و یادواره ی سینمای سینماگران شعرگونه ی اروپاست .
آنجلوپلوس در این فیلم اوج پختگی فیلمی متکی بر تصویر ، قاب ها و تصاویر شاعرانه ، فیلمی مواج گونه ، گیر کرده در گذشته و حال و در انتظار آینده
در اخر باید به اصوات در فیلم اشاره کنم ، آنجلوپلوس به درستی از سکوت ، موسیقی متن بی نظیر به دور از هیاهوی النی کارنیدو که به زیبایی و هنرمندانه تکمیل کننده احساسات الکن الکساندر است
اگر مخاطب سینمای هنری دهه های پنجاه تا هفتاد بوده اید و عاشقانه آن را ستایش می کنید ، بی شک آنجلوپلوس وارث بر حق چنین سینمایی است
1
علی فرهادی متهور
۸ سال پیش
الکساندر نرروووووو ولی اگه رفتی دیگه برنگرد :(((
0
arman6297
۸ سال پیش
فیلم خوبی نبود خیلی کند بود فقط موسیقی متن زیبایی داشت
0
mt2lhd
۸ سال پیش
مسئولین سایت این انجلپولوس عکسش خراب شده رسیدگی کنید
1
erfanataee99
۸ سال پیش
شاعر کلمات را از ستم دیدگان میخرند کاش اینگونه فیلم ها برسد به دست احمق های که جهانیان را میعاد خود قرار گذاشته اند
33
Javad.M
۹ سال پیش
کاری به فیلم ندارم(بماند که مدهوش کننده بود و هست) موزیک متن این فیلم و فیلم درسو اوزالا من رو با دنیایی دیگر آشنا کرد با موسیقی متن این اثر بارها متولد شدم
9
Javad.M
۹ سال پیش
کاری به فیلم ندارم(بماند که مدهوش کننده بود و هست) موزیک متن این فیلم و فیلم درسو اوزالا من رو با دنیایی دیگر آشنا کرد با موسیقی متن این اثر بارها متولد شدم
61
Javad.M
۹ سال پیش
محمود بهرازنیا از نزدیکان و شاگردان کیارستمی فقید تعریف میکرد در هنگام فیلمبرداری ابدیت و یک روز،شاهکار آنجلوپولوس بزرگ خیابانها رو بسته بودند و به هیچکس اجازه فیلمبرداری از پشت صحنه فیلم رو نمیدادن،من با دوربینم که همیشه همراهم بود اتفاقی از آنجا میگذشتم که با این صحنه مواجه شدم،به سمت آنجلوپولوس رفتم و خودم رو دوست کیارستمی معرفی کردم و آنجلوپولس بلافاصله اجاز ه فیلمبرداری از پشت صحنه رو به من داد و من آنجا بود که جایگاه کیارستمی رو در سینمای دنیا درک کردم،جایگاهی که باید در بین مردمان ایران زمین میداشت اما چون از تبار قبیله ی آوانگارد بود هرگز نداشت...
11
karimi.sajad
۹ سال پیش
نوستالوژی خانوادگی برگمان ... سینمای ساحلی فلینی ... حرکات مسحور کننده دوربینِ یانچو و تارکوفسکی ... خلق و خوی اکسپرسیونیستی و سند چشم انداز آنتونیونی ...
#۰۳۹;#۰۳۹; ابدیت و یک روز #۰۳۹;#۰۳۹; خیلی ساده است؛ تودیع شاعرانه و فراموش نشدنیِ یک هنرمند است ... پاکسازی تمامی مرز های زمانی و مکانی از طریق سینما، توسط این سخنور عزیز، تئو آنجلوپولوس است ... انزوای هنرمند و شکنندگی عشق است ... اندیشیدن به مرگ است ... ابدیت و یک روز ، خیلی ساده است.
2
a3713a96
۹ سال پیش
اون سکانسی که تو قایق اون اهنگو میخونه...اسم اهنگه asma asmaton از مجموعه ی Mauthausen Trilogy که میکیس تئودراکیس فقید اهنگ زیبایی برای این سرود ساخته که حتما گوشش بدین
4
hsds.dfsdfaakariasdaxcvmi
۹ سال پیش
آنجلوپولوس در این فیلم دیدگاه من به زندگی رو تغییر داد. روحش شاد واقعا......!
3
manaf1371.oa
۹ سال پیش
تقدیم به رهروان راه پرلاله شاعرسینما ان روز که اخرین مرثیه ات ناسروده ماند و ما از لذت شناورشدن در دریایی دیگر محروم ماندیم،ان روز که تاریکی بر اخرین افتاب نسلت نیز سایه افکند و تنها خاطره اش را جا گذاشت،ان روز باید ازراه میرسیدتا هنر که به عادت ما انسانها دچار شده است تنها با ازدست دادن نسلت متوجه فاجعه شود.اما تو چه چیزی را ناتمام گذاشتی؟ باتو معلق بین این«خاک»وگامهای یک لک لک درسفرمان به سوی سیترا درحالیکه نگاهمان به اولیس خیره بود،باهم غبارزمان را ازچشم انداز زندگی کنارزدیم و بعداز ابدیت و یک روز،در علفزاری گریان ازنومعنا یافتیم. اما ایا هنوز باید امید داشت؟ایا زیبایی بزرگی که شوالیه جام ها درجوانی داشت یارای بازبرافروختن این چراغ را خواهد یافت؟یا همچون چراغ نفت سوز خانه ی مهجور همدردت،ان صاحب اسب تورینی،روشنایی برایش از معنا تهی شده است؟
78
djmilad35
۹ سال پیش
یاد دارم حدودا چهار سال پیش بود که خبر مرگ تئودور آنجلوپلوس تیتر اخبار جهان هنر شد. با شنیدن آن بسیار متاثر شدم، اولین کاری که کردم سری به آرشیو فیلمهایم زده و آثار این مرد دوست داشتنی سینما را به تماشا نشستم. به فیلم ابدیت که رسیدم ناخودآگاه قطره اشکی از چشمانم سرازیر شد و با خود این شعر را زمزمه میکردم؛ « هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق». با خود گفتم آنجلوپلوس که بمیرد سینمای هنری هم فاتحه اش خوانده است. پس از تارکوفسکی و برگمان و پازو و سایر قدیسان عالم سینما دل خوش داشتم به بلاتار و آنجلوپلوس، تار که فیلم نمیسازد و آنجلو هم که مرد. نا امید بودم از سینما که چشمم به یکی از فیلمهای سوخوروف افتاد؛ کشتی روسی. روزنه ای در دلم باز شد؛ شاید باید امید داشت. امید به تار، امید به مالیک و سوخوروف، امید لینچ و آرنوفسکی که شاید شاید بتوانند این کشتی شکسته سینما را کژ دار مریض به جایی برسانند تا مگر در میانه راه یک فلینی ظهور کند و به دست بگیرد سکان را و جان ببخشاید سینما را...
10
hs.aakarimi
۹ سال پیش
امروز آینه را دیدم. به یاد ابدیت و یک روز افتادم. سپس تصمیم گرفتم این شاهکار را ببینم.(چه روز خوبی بود امروز...خدایا شکرت!) پسرک آلبانیایی خیابان گرد و آواره که رفیق آخرین روز زندگی الکساندر بود . آن دو با هم تمام پوچی و پستی مرز را برایم عریان کردند . هر بار که به صحنه ی سوزاندن وسایل به جا مانده از سمیر می افتم، بدنم می لرزد و متاثر می شوم. صحنه ی اتوبوس شهری را به یاد می آورم و آن صحنه ی بهت آور و رویاییِ منطقه ی مرزی . قابل وصف نیست . این قدرت بیانی تنها با دیدن فیلم قابل درک است. قدرت تمام فیلم را به تمامیت در قلبم حس میکنم. صحنه ی آخر ... می خواهم اب شوم در گستره افق.......چشم اندازی در مه...... دیشب به این شاهکار فکر میکردم. خواستم این رو ببینم اما نا خود آگاه دستم رفت رو آینه ی قدیس سینما......آندره تارکوفسکی
3
manaf1371.oa
۱۰ سال پیش
بعد از بارها دیدن هنوز در حیرتم چطور کسی تونسته به چنین درک عمیقی از زندگی برسه و با دستان سینما دنیای به این بزرگی و زیبایی خلق کنه، تا فردا ابدیت و یک روز مانده است...زیباترین جمله ای که شنیده ام و بهترین فیلمیست که دیده ام
4
pouyan2033
۱۰ سال پیش
ده فیلم مورد علاقه آنجلوپولوس Citizen Kane (Welles) Ivan The Terrible (Eisenstein) Ordet (Dreyer) ۸ ۱/۲ (Fellini) Nosferatu (Murnau) L#۰۳۹;Avventura (Antonioni) The Gold Rush (Chaplin) Ugetsu ( Mizoguchi) Pickpocket (Bresson) Persona (Bergman)
4
amirshahab.mehdizadeh
۱۰ سال پیش
انجلوپولوس شاعر بود...فیلم نساخت بلکه فیلم رو ((( زیست ))) ! کسی که سینما رو زندگی کرد!!! این فیلم نخل زرین کن رو هم برده
16
nimamohammadipoor
۱۰ سال پیش
مرسي كه بلوري اين فيلم زيبا رو گذاشتيد...لطفن بلوري ساير فيلمهاي آنجلوپولوس رو هم بزارين
2
kingmasoud73
۱۰ سال پیش
متاسفانه ادامه اش ثبت نمیشه.
21
kingmasoud73
۱۰ سال پیش
این متنو پیدا کردم گفتم در اختیار دوستان بذارم خطر لو رفت داستان.... گاهی عمیق تر به سینمای تئو آنجلوپولوس
ابدیت و یک روز
ابدیت و یک روز ساخته تئو آنجلوپولوس(Teo Angelopoulos) فیلمساز برجسته یونانی است که برنده نخل طلای کن در سال ۱۹۹۸ شده است. آنجلو پولوس تنها یک سینماگر نیست بلکه شاعر و فیلسوف است و سینمای او سینمایی شاعرانه و در عین حال بسیار فلسفی است. سینمایی اندیشمندانه که پرسش‌هایی اساسی و بنیادی را در باره جهان امروز و انسان مدرن مطرح می‌کند. سینمایی که با ریتم کند و پلان سکانس‌ها و حرکت‌های آرام، طولانی و پیچیده دوربین تعریف می‌شود و از این نظر شباهت زیادی به سبک آثار آنتونیونی، تارکوفسکی و میکلوش یانچو دارد اگرچه دنیاهای آنها تا حد زیادی با هم فرق دارد. سینمایی که تماشای آن فراتر از حد تحمل تماشاگرعادی سینماست که به فیلم‌هایی با ریتم تند و اکشن زیاد عادت کرده است.
ابدیت و یک روز بیش از هر چیز یک نوستالژی است. نوستالژی گذشته از کف رفته ، نوستالژی عشق های به خاک سپرده شده ، کودکی و نوستالژی برای سینمای هنری دهه های ۵٠ و ۶٠ میلادی.
شعر-فیلم آنجلوپولوس تمام و کمال یادآور نسل سینماگران سینمای شعرگونه اروپاست.سینمایی که به واسطه بزرگانی چون فلینی ، انتونیونی ، برگمان ، برسون ، تروفو ، تارکوفسکی و…نشان داد که بیان هنری به واسطه نوارهای سلولوئیدی می تواند بیان عصر ما باشد. سینمایی که با مرگ کیشلوفسکی در ١٩٩۶ یکی از آخرین غول های خود را از دست داد تا امروزه اینچنین شاهد سلطه کوتوله های هالیوودی باشیم تا شکوهمند ساختن خون و قتل و تکه تکه کردن زنجیره ای از تارانتینو (در بهترین شکل) تا فیلم های اره ١و٢و٣و… را در برگیرد.ابدیت و یک روز به شکل تمام و کمال مشخصات سینمای هنری دهه ١٩۶٠ را در بر دارد.
تئو آنجلوپلوس بالاخره با ساخته‌ی بعدی خود، “ابدیت و یک روز”، نخل طلای خواستنی کن را بدست آورد و یونان را در مراسم جوایز آکادمیک امریکا مطرح ساخت. مایکل ویلمینگتون، “ابدیت و یک روز” را مطالعه ی مسحورکننده‌ی بصری سفر نگارشگری سالخورده، در حال و گذشته تعریف کرد. در حالیکه دیوید استراتن در ورایتی، ”VARIETY “، نوشت : « “ابدیت و یک روز” نشان می دهد که تئو آنجلوپلوس سبک و زمینه‌ی کاری خود را می‌پالاید. درست مانند فیلم‌سازان بزرگ دیگر که دوباره زمینه‌های مشابهی را کاوش کرده‌اند، پس آنجلوپلوس با یکی از شفاف‌ترین، درخشان‌ترین و همچنین عاطفی‌ترین سفرهای بدین سان طولانی خویش، درهای جدیدی گشوده و رشد نموده و پیش می‌تازد».
پس از موفقیت “ابدیت و یک روز” آنجلوپلوس به مدت شش سال فیلمی نساخت ..
از هر نظر عالی بود ... باید تو سکوت مطلق این فیلمو دید و لذت برد
4
m1836rd
۱۰ سال پیش
جدای از اینکه ساختار فیلم بسیار هنریه، موزیکهای متن فیلم کلاً یه شاهکاره هنریه دیگست
2
faried.derafshi
۱۰ سال پیش
یک منظومه شاعرانه زیبا،مفاهیم غنی همراه با موسیقی فوق العاده که چون روحی در آن دمیده شده و پلان هایی که به سان بیت ها آن را شکل می دهند.این فیلم به درد عوام روایت گرا نمی خورد.
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
فیلم های استاد فوق العاده هستند
بازیگران: برونو گانتس (الکساندر) ، برونو جانر(کودک) کارگردان : تئودور آنجلوپولوس
محصول کشور : یونان
ابدیت و یک روز ساخته ی تئودور آنجلوپلوس برنده ی نخل طلای کن سال نود و هشت
خلاصه داستان : نویسنده ای سالخورده و بیمار را به تصویر می کشد ، که به گفته ی دکترها تنها یک روز به عمرش باقی مانده است ، الکساندر پی آخرین سفرش است ، سفری در پی یافتن معنایی برای سالهای زندگی اش ، که در وسط راه به یک پسر آلبانیایی بی سر پناه برخورد میکند و ....
سینمای شاعرانه آنجلوپلوس در عین حال بسیار فلسفی است ، سینمای او سینمایی با ضرب آهنگ بسیار کندی است ، پلان های آرام ، طولانی پی در پی و پیچیده و بدون ترس از زوم و بدون کات ....
آنجلوپلوس در ابدیت و یک روز سوال هایی اساسی درباره ی پیرامون خود ، احساسات ، عشق ، زندگی ، مرگ و جاودانگی مطرح میکند ... و در انتها آنجلوپلوس میخواهد به این نتیجه برسد که انسان حتی اگر یک روز از زندگی اش را به درستی زندگی کند به درازای ابدیت خواهد بود .
ابدیت و یک روز نوستالژی و یادواره ی سینمای سینماگران شعرگونه ی اروپاست .
آنجلوپلوس در این فیلم اوج پختگی فیلمی متکی بر تصویر ، قاب ها و تصاویر شاعرانه ، فیلمی مواج گونه ، گیر کرده در گذشته و حال و در انتظار آینده
در اخر باید به اصوات در فیلم اشاره کنم ، آنجلوپلوس به درستی از سکوت ، موسیقی متن بی نظیر به دور از هیاهوی النی کارنیدو که به زیبایی و هنرمندانه تکمیل کننده احساسات الکن الکساندر است
اگر مخاطب سینمای هنری دهه های پنجاه تا هفتاد بوده اید و عاشقانه آن را ستایش می کنید ، بی شک آنجلوپلوس وارث بر حق چنین سینمایی است
الکساندر نرروووووو ولی اگه رفتی دیگه برنگرد :(((
فیلم خوبی نبود خیلی کند بود فقط موسیقی متن زیبایی داشت
مسئولین سایت این انجلپولوس عکسش خراب شده رسیدگی کنید
شاعر کلمات را از ستم دیدگان میخرند
کاش اینگونه فیلم ها برسد به دست احمق های که جهانیان را میعاد خود قرار گذاشته اند
کاری به فیلم ندارم(بماند که مدهوش کننده بود و هست)
موزیک متن این فیلم و فیلم درسو اوزالا من رو با دنیایی دیگر آشنا کرد
با موسیقی متن این اثر بارها متولد شدم
کاری به فیلم ندارم(بماند که مدهوش کننده بود و هست)
موزیک متن این فیلم و فیلم درسو اوزالا من رو با دنیایی دیگر آشنا کرد
با موسیقی متن این اثر بارها متولد شدم
محمود بهرازنیا از نزدیکان و شاگردان کیارستمی فقید تعریف میکرد در هنگام فیلمبرداری ابدیت و یک روز،شاهکار آنجلوپولوس بزرگ خیابانها رو بسته بودند و به هیچکس اجازه فیلمبرداری از پشت صحنه فیلم رو نمیدادن،من با دوربینم که همیشه همراهم بود اتفاقی از آنجا میگذشتم که با این صحنه مواجه شدم،به سمت آنجلوپولوس رفتم و خودم رو دوست کیارستمی معرفی کردم و آنجلوپولس بلافاصله اجاز ه فیلمبرداری از پشت صحنه رو به من داد و من آنجا بود که جایگاه کیارستمی رو در سینمای دنیا درک کردم،جایگاهی که باید در بین مردمان ایران زمین میداشت اما چون از تبار قبیله ی آوانگارد بود هرگز نداشت...
نوستالوژی خانوادگی برگمان ...
سینمای ساحلی فلینی ...
حرکات مسحور کننده دوربینِ یانچو و تارکوفسکی ...
خلق و خوی اکسپرسیونیستی و سند چشم انداز آنتونیونی ...
#۰۳۹;#۰۳۹; ابدیت و یک روز #۰۳۹;#۰۳۹; خیلی ساده است؛ تودیع شاعرانه و فراموش نشدنیِ یک هنرمند است ...
پاکسازی تمامی مرز های زمانی و مکانی از طریق سینما، توسط این سخنور عزیز، تئو آنجلوپولوس است ...
انزوای هنرمند و شکنندگی عشق است ...
اندیشیدن به مرگ است ...
ابدیت و یک روز ، خیلی ساده است.
اون سکانسی که تو قایق اون اهنگو میخونه...اسم اهنگه asma asmaton از مجموعه ی Mauthausen Trilogy که میکیس تئودراکیس فقید اهنگ زیبایی برای این سرود ساخته که حتما گوشش بدین
آنجلوپولوس در این فیلم دیدگاه من به زندگی رو تغییر داد. روحش شاد واقعا......!
تقدیم به رهروان راه پرلاله شاعرسینما
ان روز که اخرین مرثیه ات ناسروده ماند و ما از لذت شناورشدن در دریایی دیگر محروم ماندیم،ان روز که تاریکی بر اخرین افتاب نسلت نیز سایه افکند و تنها خاطره اش را جا گذاشت،ان روز باید ازراه میرسیدتا هنر که به عادت ما انسانها دچار شده است تنها با ازدست دادن نسلت متوجه فاجعه شود.اما تو چه چیزی را ناتمام گذاشتی؟
باتو معلق بین این«خاک»وگامهای یک لک لک درسفرمان به سوی سیترا درحالیکه نگاهمان به اولیس خیره بود،باهم غبارزمان را ازچشم انداز زندگی کنارزدیم و بعداز ابدیت و یک روز،در علفزاری گریان ازنومعنا یافتیم.
اما ایا هنوز باید امید داشت؟ایا زیبایی بزرگی که شوالیه جام ها درجوانی داشت یارای بازبرافروختن این چراغ را خواهد یافت؟یا همچون چراغ نفت سوز خانه ی مهجور همدردت،ان صاحب اسب تورینی،روشنایی برایش از معنا تهی شده است؟
یاد دارم حدودا چهار سال پیش بود که خبر مرگ تئودور آنجلوپلوس تیتر اخبار جهان هنر شد. با شنیدن آن بسیار متاثر شدم، اولین کاری که کردم سری به آرشیو فیلمهایم زده و آثار این مرد دوست داشتنی سینما را به تماشا نشستم. به فیلم ابدیت که رسیدم ناخودآگاه قطره اشکی از چشمانم سرازیر شد و با خود این شعر را زمزمه میکردم؛ « هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق». با خود گفتم آنجلوپلوس که بمیرد سینمای هنری هم فاتحه اش خوانده است. پس از تارکوفسکی و برگمان و پازو و سایر قدیسان عالم سینما دل خوش داشتم به بلاتار و آنجلوپلوس، تار که فیلم نمیسازد و آنجلو هم که مرد. نا امید بودم از سینما که چشمم به یکی از فیلمهای سوخوروف افتاد؛ کشتی روسی. روزنه ای در دلم باز شد؛ شاید باید امید داشت. امید به تار، امید به مالیک و سوخوروف، امید لینچ و آرنوفسکی که شاید شاید بتوانند این کشتی شکسته سینما را کژ دار مریض به جایی برسانند تا مگر در میانه راه یک فلینی ظهور کند و به دست بگیرد سکان را و جان ببخشاید سینما را...
امروز آینه را دیدم. به یاد ابدیت و یک روز افتادم. سپس تصمیم گرفتم این شاهکار را ببینم.(چه روز خوبی بود امروز...خدایا شکرت!) پسرک آلبانیایی خیابان گرد و آواره که رفیق آخرین روز زندگی الکساندر بود . آن دو با هم تمام پوچی و پستی مرز را برایم عریان کردند . هر بار که به صحنه ی سوزاندن وسایل به جا مانده از سمیر می افتم، بدنم می لرزد و متاثر می شوم.
صحنه ی اتوبوس شهری را به یاد می آورم و آن صحنه ی بهت آور و رویاییِ منطقه ی مرزی . قابل وصف نیست . این قدرت بیانی تنها با دیدن فیلم قابل درک است.
قدرت تمام فیلم را به تمامیت در قلبم حس میکنم. صحنه ی آخر ...
می خواهم اب شوم در گستره افق.......چشم اندازی در مه...... دیشب به این شاهکار فکر میکردم. خواستم این رو ببینم اما نا خود آگاه دستم رفت رو آینه ی قدیس سینما......آندره تارکوفسکی
بعد از بارها دیدن هنوز در حیرتم چطور کسی تونسته به چنین درک عمیقی از زندگی برسه و با دستان سینما دنیای به این بزرگی و زیبایی خلق کنه، تا فردا ابدیت و یک روز مانده است...زیباترین جمله ای که شنیده ام و بهترین فیلمیست که دیده ام
ده فیلم مورد علاقه آنجلوپولوس
Citizen Kane (Welles)
Ivan The Terrible (Eisenstein)
Ordet (Dreyer)
۸ ۱/۲ (Fellini)
Nosferatu (Murnau)
L#۰۳۹;Avventura (Antonioni)
The Gold Rush (Chaplin)
Ugetsu ( Mizoguchi)
Pickpocket (Bresson)
Persona (Bergman)
انجلوپولوس شاعر بود...فیلم نساخت بلکه فیلم رو ((( زیست ))) !
کسی که سینما رو زندگی کرد!!!
این فیلم نخل زرین کن رو هم برده
مرسي كه بلوري اين فيلم زيبا رو گذاشتيد...لطفن بلوري ساير فيلمهاي آنجلوپولوس رو هم بزارين
متاسفانه ادامه اش ثبت نمیشه.
این متنو پیدا کردم گفتم در اختیار دوستان بذارم
خطر لو رفت داستان....
گاهی عمیق تر به سینمای تئو آنجلوپولوس
ابدیت و یک روز
ابدیت و یک روز ساخته تئو آنجلوپولوس(Teo Angelopoulos) فیلمساز برجسته یونانی است که برنده نخل طلای کن در سال ۱۹۹۸ شده است. آنجلو پولوس تنها یک سینماگر نیست بلکه شاعر و فیلسوف است و سینمای او سینمایی شاعرانه و در عین حال بسیار فلسفی است. سینمایی اندیشمندانه که پرسش‌هایی اساسی و بنیادی را در باره جهان امروز و انسان مدرن مطرح می‌کند. سینمایی که با ریتم کند و پلان سکانس‌ها و حرکت‌های آرام، طولانی و پیچیده دوربین تعریف می‌شود و از این نظر شباهت زیادی به سبک آثار آنتونیونی، تارکوفسکی و میکلوش یانچو دارد اگرچه دنیاهای آنها تا حد زیادی با هم فرق دارد. سینمایی که تماشای آن فراتر از حد تحمل تماشاگرعادی سینماست که به فیلم‌هایی با ریتم تند و اکشن زیاد عادت کرده است.
ابدیت و یک روز بیش از هر چیز یک نوستالژی است. نوستالژی گذشته از کف رفته ، نوستالژی عشق های به خاک سپرده شده ، کودکی و نوستالژی برای سینمای هنری دهه های ۵٠ و ۶٠ میلادی.
شعر-فیلم آنجلوپولوس تمام و کمال یادآور نسل سینماگران سینمای شعرگونه اروپاست.سینمایی که به واسطه بزرگانی چون فلینی ، انتونیونی ، برگمان ، برسون ، تروفو ، تارکوفسکی و…نشان داد که بیان هنری به واسطه نوارهای سلولوئیدی می تواند بیان عصر ما باشد. سینمایی که با مرگ کیشلوفسکی در ١٩٩۶ یکی از آخرین غول های خود را از دست داد تا امروزه اینچنین شاهد سلطه کوتوله های هالیوودی باشیم تا شکوهمند ساختن خون و قتل و تکه تکه کردن زنجیره ای از تارانتینو (در بهترین شکل) تا فیلم های اره ١و٢و٣و… را در برگیرد.ابدیت و یک روز به شکل تمام و کمال مشخصات سینمای هنری دهه ١٩۶٠ را در بر دارد.
تئو آنجلوپلوس بالاخره با ساخته‌ی بعدی خود، “ابدیت و یک روز”، نخل طلای خواستنی کن را بدست آورد و یونان را در مراسم جوایز آکادمیک امریکا مطرح ساخت. مایکل ویلمینگتون، “ابدیت و یک روز” را مطالعه ی مسحورکننده‌ی بصری سفر نگارشگری سالخورده، در حال و گذشته تعریف کرد. در حالیکه دیوید استراتن در ورایتی، ”VARIETY “، نوشت : « “ابدیت و یک روز” نشان می دهد که تئو آنجلوپلوس سبک و زمینه‌ی کاری خود را می‌پالاید. درست مانند فیلم‌سازان بزرگ دیگر که دوباره زمینه‌های مشابهی را کاوش کرده‌اند، پس آنجلوپلوس با یکی از شفاف‌ترین، درخشان‌ترین و همچنین عاطفی‌ترین سفرهای بدین سان طولانی خویش، درهای جدیدی گشوده و رشد نموده و پیش می‌تازد».
پس از موفقیت “ابدیت و یک روز” آنجلوپلوس به مدت شش سال فیلمی نساخت ..
منو یاده توت فرنگی های وحشی برگمان انداخت،دوستان اگه نقد و تحلیل خوبی حوندین شیر کنین ممنون
از هر نظر عالی بود ... باید تو سکوت مطلق این فیلمو دید و لذت برد
جدای از اینکه ساختار فیلم بسیار هنریه، موزیکهای متن فیلم کلاً یه شاهکاره هنریه دیگست
یک منظومه شاعرانه زیبا،مفاهیم غنی همراه با موسیقی فوق العاده که چون روحی در آن دمیده شده و پلان هایی که به سان بیت ها آن را شکل می دهند.این فیلم به درد عوام روایت گرا نمی خورد.
برنده نخل طلا...
دیگه مادر مثل تئودور به دنیا نمیاره
آهنگشو عشق است... اثر النی کراین ترو ....
ممنون از اینکه به درخواست بنده پاسخ دادین