
دسامبر سال ۱۷۸۷ . كشتى بونتى از بندرى در انگلستان به مقصد تاهيتى حركت مى كند. همه انتظار سفرى خوش را دارند ، اما « ويليام بلاى » ( لاتن ) ، ناخداى مستبد ، رفتار بىرحمانهاى را در پيش مىگيرد و « فلچر كريستيان » ( گيبل ) ، معاون اول كشتى كه از اعمال خلاف ناخدا نيز خبر دارد ، رودر روى او مىايستد...

در خانواده سطح متوسط "آدامز"، پدر و پسر از کار در داروخانه راضی هستند، اما مادر و "آلیس"، دختر خانواده از هر راهی برای بالا بردن سطح اجتماعی خود استفاده می کنند. وقتی "آلیس" در نهایت موفق می شود مرد رویاهایش را پیدا کند، مادرش پدر را وادر می کند تا مرد جوان را با یک شام خانوادگی سطح بالا تحت تاثیر قرار دهد...

"جری تراویس" شومن ای که برای "هوریس هاردویک" تهیه کننده ای در لندن کار می کند. شبی وقتی "جری" رقص جدید خود را در هتلی به نمایش می گذاشت باعث آزار و اذیت "دیل ترمونت" که در طبقه زیرین خواب بود شد. وقتی "دیل" به طبقه بالا رفت تا با "جری" جر و بحث کند، آن دو به یک دیگر علاقمند شدند ...