دنیای یک خانواده به ظاهر کامل زمانی که یک قتل تکان دهنده ثابت می کند که آنها مایل به انجام اقدامات ناامیدانه برای محافظت از یکدیگر هستند، از هم می پاشد.
پس از نشت گاز مرگبار از کارخانه ای در بوپال، کارگران شجاع راه آهن جان خود را به خطر می اندازند تا دیگران را در مواجهه با یک فاجعه غیرقابل توصیف نجات دهند.
الکسیس، یک مرد نابینای جوان، به مکزیکو سیتی نقل مکان می کند تا از والدینش مستقل شود و با کمک بهترین دوستش، چارلی، که فلج مغزی دارد، یک استندآپ آرتیست شود.
اسکات پیلگریم با دختر رویاهای خود، رامونا فلاورز ملاقات می کند، اما می فهمد که باید هفت شریک سابق او را شکست دهد تا با او قرار بگذارد. سپس همه چیز پیچیده تر می شود.
در حالی که هرج و مرج بر رم حاکم است، با افزایش تنش ها با قبیله های جنایتکار در حال ظهور، اتحادهای مستقر در معرض خطر هستند. دنیای "Suburra" چرخشی تازه می گیرد.