

Hong-do در یک برند کوچک مد به عنوان دستیار کار می کند. او به تنهایی تمام کارهای سخت را تحمل می کند و رویای خود را برای تبدیل شدن به یک طراح مد مشهور دنبال می کند. با این حال، او مورد خیانت دوست پسرش قرار می گیرد و حتی طرح هایش توسط یک همکار ارشد سرقت می شود. در این لحظه ناامید، مردی خوش تیپ ظاهر می شود و به او دست می دهد. این یون بوک است که سالها پیش یک بار طراحی را به او آموزش داد. او از نوادگان یک خانواده اصیل در "روستای سئونگسان" است، جایی که سنت "سلسله چوسون" در آنجا موفقیت آمیز است. او به سئول آمد تا دارایی های فرهنگی دزدیده شده را به روستا بازگرداند. از آنجایی که او به طور تصادفی در همسایگی هانگ دو زندگی می کند، آن دو به هم نزدیک تر می شوند. هونگ دو مجذوب یون بوک می شود زیرا او تنها کسی است که با او بی ادبانه رفتار نمی کند، اما از او فاصله می گیرد.


صد سال پس از وقایع سریال اصلی وایکینگها ، زمانی که تنش ها بین وایکینگ ها و خانواده سلطنتی انگلیسی به نقطه شکست خونین می رسد و خود وایکینگ ها بر سر اعتقادات متضاد مسیحی و بت پرستی خود باهم درگیر می شوند. وایکینگها سفری حماسی را آغاز میکنند که آنها را در اقیانوسها و میدانهای نبرد، تا انگلستان و فراتر از آن، در حالی که برای بقا و شکوه مبارزه میکنند، پیش میبرد.


داستان سریال حول شخصیت زن ساختار شکن جوان و آنارشیستی به نام Sophia متمرکز شده است که پی به علاقه و استعداد خود در صنعت فروش لباس می برد و با راه اندازی کسب و کاری اینترنتی تبدیل به یک تاجر متفاوت و بسیار موفق می گردد. اما او همان طور که به ادامه مسیر موفق خود در راه ساخت امپراتوری خرده فروشی لباس و مد ادامه می دهد با دشواری ها و ارزش های زندگی مستقل که در آن باید خود شخص رییس خود باشد، روبرو میشود...