ايالت نوادا ، سال ۱۸۸۵ . گروهى متشكل از ۲۸ شهروندن « محترم » شهرى كوچك به سركردگى يك افسر سابق ساديست و زنى سنگدل ، سه مرد بىگناه ( كويين ، فورد و اندروز ) را به اتهام قتل و سرقت اسب ، به دار مىآويزند اما پس از مرگ بىگناهى آنان آشكار مىشود...
بحران اقتصادى در دهه ى ۱۹۳۰ امریکا، بقاى خانواده ى «جود» را به خطر انداخته است. «تام» ( فاندا )، پسر بزرگ خانواده که به تازگى از زندان آزاد شده همه را وا می دارد بار سفر ببندند و به کالیفرنیا کوچ کنند.
دلیجانى که از خطهاى در معرض خطر حمله ى سرخپوستان میگذرد ، مکان تقابل شخصیتهایى متضاد میشود و از جمله رابطه اى نجاتبخش را میان « رینگوکید » ( وین ) و « دالاس » ( ترور ) پاکدل به بار می آورد.
دوبلین،سال ۱۹۲۲."جیپو نولان" از گروه های شورشی اخراج شده و بی آب و غذا تنها می ماند.او تصمیم می گیرد به دوست قدیمی خود "فرانکی" خیانت کرده و در ازای بیست پوند او را تحویل مقامات بریتانیا بدهد...