"موسکان" دختر یتیمی است که در مزرعه ای که توسط برادرش "ویشال" اداره می شود کار می کند. مدتی طول میکشد تا او تصمیم میگیرد به دانشگاه برود، آن هم در شهری بزرگ. حال او باید برادرش را متقاعد کند که به او اجازه رفتن بدهد...
"هربنس رای" و "رانجیت رای" دو تاجر ثروتمند هستند و از فقر و مردم فقیر بیزار هستند.بر حسب اتفاق پسر و دختر آن دو عاشق یک پسر مکانیک و دختری فقیر می شوند...
بازرس مالوترا در تعقب و گریز فرد خلافکاری باعث ربوده شدن یکی از فرزندان دوقولوی خود به نام راجا میشود که در محلات فقیر و خلافکار بزرگ میشود و پریم همراه والدین خود در خارج تحصیلات دانشگاهی خود را میخواند وقتی این دو مقابل هم قرار میگیرند …
«عمار» و «پرم» دو رقیب عشقی هستند که هر دو یک دختر را دوست دارند، با این حال سعی دارند او را از خطراتی که از سوی یک تبهکار شرور تهدیدش می کنند نجات دهند...