

سریال **Sex and the City** (سک*س و شهر) داستان زندگی چهار دوست صمیمی به نامهای کری، سامانتا، شارلوت و میراندا را روایت میکند که در شهر پرجنبوجوش نیویورک با چالشهای مختلف عشق، دوستی، کار و زندگی روزمره روبهرو میشوند. این سریال با طنز دلنشین و پرداختی عمیق به روابط انسانی، نشان میدهد که ۴ خانم زیبای نیویورکی چگونه در جستجوی خوشبختی و تعادل در زندگی شخصی و حرفهای خود تلاش میکنند. یک داستان پر از لحظات خندهدار، عاشقانه و تأملبرانگیز که مخاطبان را به دنیای جذاب و پرزرقوبرق نیویورک میبرد.

نقاشي به نام «فين» (هوک) رابطه ي نزديکي با «استلا» (پالترو) دارد. تا اين که «استلا» ناپديد مي شود و «فين» دل شکسته، از فرط افسردگي هفت سال از نقاشي کردن دست مي کشد. پس از مدتي «فين» به نيويورک مي رود و تصميم مي گيرد ظرف ده هفته تابلوهايي را براي نمايشگاهي خلق کند. در همين حال دوباره «استلا» را مي بيند که اکنون با مردي ثروتمندي به نام «والتر» (آزاريا) زندگي مي کند...

«اميلي برادفورد» (پالترو)، همسر تاجر موفقي به نام «استيون تيلر» (داگلاس)، با هنرمندي به نام «ديويد شاه» (مورتنسن) رابطه برقرار کرده است. «استيون» که از رابطه ي آن دو آگاه است درباره ي گذشته ي «ديويد» تحقيق و از آپارتمان او پنهاني ديدن مي کند و به «ديويد» مي گويد از سابقه ي خلافکاري اش مطلع است، و سپس به او پيشنهاد مي کند در مقابل پانصد هزار دلار «اميلي» را بکشد...

دوگ مرد جوانیست که تمام روز را بعنوان دربان در یک هتل مجلل کار می کند، تا پولی به دست آورد و بتواند کسب و کار خودش را راه اندازی کند. اما او در شرایطی به پول احتیاج پیدا می کند و شخصی کمکش می کند. اما متوجه می شود که آن شخص با زنی که او دوستش دارد وارد رابطه شده. حال دوگ باید میان عشق و پول یکی را انتخاب کند...