
داستان فیلم در مورد تامی مردی است که به علت خلافکاری های گذشته اش سه سال را در زندان گذرانده و اکنون از زندان آزاد شده است. در طول این مدت خانواده و اطرافیانش تغییرات زیادی پیدا کرده اند و تامی نیز به علت سابقه دار شدن دچار مشکل شده است. با این حال او سعی می کند تا به هر شکل ممکن دوباره به حالت عادی برگردد و زندگی جدیدی را اغاز کند. اما تغییرات بسیار زیاد هستند...


این سریال روایتگر دهه شصت امریکا و به خصوص نیویورک است. سریال حواشی زندگی فردی به نام دان دریپر رئیس بخش طراحی شرکت تبلیغاتی استرلینگ کوپر می باشد. او دارای زنی زیبا ، شغل و همکارانی خوب است ، ولی با جلو رفتن داستان زندگی این فرد دچار تغییراتی می شود و در این بین همیشه سایه گذشته نامعلوم و گاها مرموز این فرد موفق نیز نمود پیدا می کند.

«پيتر پارکر» (مگواير) هنوز براي روزنامه ي «ديلي باگل» کار مي کند و هنوز آماده است تا در هيئت «اسپايدر من» به کمک مردم بشتابد. تا اين که يک توده ي سياه رنگ ماوراي زميني خود را به بدن او مي چسباند و «پيتر» را متوجه نيمه ي تاريک وجودش مي کند. به اين ترتيب يک «اسپايدر من» خشن و بي رحم پا به عرصه مي گذارد...


برای کسانی که دوستار سریال" فرندز" یا همان" دوستان" هستند "کرتنی کاکس" چهره ناشناخته ای نیست. تقریبا تمام بازیگر های این سریال پر طرفدار بعد از خداحافظی با این سریال بعد از ده سال دچار نفرینی دائمی شدند. چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی حرفه ای. "کرتنی کاس" ، "مونیکای" لجوج و وسواسی سریال" دوستان "که همه از اشپزیش لذت می برند بعد از "دوستان "در سریالی بازی کرد به نام" Dirt ".، این سریال درباره خبر نگاریست بی رحم و پرکار به نام "لوسی "که کارش در آوردن رسوایی های افراد مشهور (Celebrities) برای دو مجله است که یکی از انها "Dirt "نام دارد. همین طور که از اسم این مجله معلوم است ، کار این مجله در اوردن زندگی خصوصی افراد مشهور و پیدا کردن مسائلی ست که قرار است برای همیشه در زندگی انها پنهان بماند. حامله شدن فلان بازیگر ، روابط عاشقانه فلان بازیگر ، استفاده مواد مخدر یک بازیگر یا ورزشکار و....با اینکه این سریال چندان موفق نیست، ولی مخاطبان خاص خود را دارد ، تین ایجر ها و دختر های امریکایی و کسانی که روزنامه های زرد می خوانند از این سریال لذت می برند ، کسانی که در اینترنت دنبال زندگی خصوصی بازیگر و خواننده مورد علاقه خود می گردند و همیشه منتظر امدن خبری از رسوایی های اخلاقی "پاریس هیلتون" (no offense) هستند، این سریال را دوست دارند.

«آماندا» (دياز)، سازنده ي آنونس فيلم ها، اهل لس آنجلس و «آيريس» (وينسلت)، روزنامه نگار اهل ساري، انگلستان، هر دو به سايتي اينترنتي مراجعه مي کنند به نام «خانه تاخت زني» و تصميم مي گيرند براي فراموش کردن شکست هاي عاطفي شان، دو هفته اي خانه هاي شان را در انگلستان و امريکا، با هم عوض کنند...