

داستان سریال درباره پزشک زنی به نام «زو هارت» است که در نیویورک زندگی میکند. او پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه در رشته پزشکی، تصمیم میگیرد جا پای پدر خود بگذارد و به یک جراح قلب و سینه تبدیل شود. اما زمانی که تمام رویاهایش از هم میپاشد، تصمیم میگیرد پیشنهاد یک غریبه را قبول کند. آن شخص دکتر «هارلی والکس» است، که قرار است با او در شهر کوچک ساحلی در آلاباما کار کند...

در شهر کوچکی به نام "آمریتا"، "ریکی دی"، یک زن جوان و آرمانپرداز، برخوردی ناگهانی با "تریپ لوی"، یک نقاش شیطانی و اغواگر دارد. این دو عاشق یکدیگر میشوند، اما تریپ به عنوان یک نقاش مشهور و غمگین با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند. روابط و احساسات پیچیده بین این دو شخصیت، با زمینههای هنری و عاطفی، این فیلم را به یک سفر درونی و پر از احساسات تبدیل میکند که با مشکلات و چالشهای زندگی هنری و انسانی مواجه میشود.