
Güzide یک قاضی برجسته و محترم دادگاه خانواده است. او زنی صادق و اصولی است که ازدواج های بسیاری را از نابودی نجات داده است، اطمینان حاصل کرده است که بسیاری از فرزندان محبت و محبتی را که شایسته آن هستند دریافت کنند و همیشه در کنار عدالت بوده است. او فکر میکند که او و همسرش و دو فرزندش خانوادهای نمونه هستند، زندگی آبرومندانهای دارند و بقیه دوران ازدواجشان در عشق، شادی و آرامش همیشگی میگذرد. یک روز، گوزید به طور تصادفی یک طناب می کشد و او متوجه می شود که خانواده خوشبخت او یک خانه گرم نیست، بلکه یک قلعه شنی است.

این سریال در مورد داستان تأثیرگذار انتقام دو خانواده است. در پی آمادگی فرید و هانده برای ازدواجی که مورد حمایت خانواده هاشون هست، همه چیز به یکباره زیر و رو میشود. یک روز اسب فرید بیمار میشود و مجبور میشود زودتر به مزرعه برگردد، وقتی برمیگردد هانده و یامان، پسر تیمارگر را در حال بوسیدن میبیند. درست بعد از این اتفاق عایشه را میبیند و به او پیشنهادی میدهد…