دولت از ایفل می خواهد که برای نمایشگاه جهانی پاریس در سال ۱۸۸۹ چیزی دیدنی طراحی کند، اما ایفل صرفاً می خواهد مترو را طراحی کند. ناگهان همه چیز تغییر می کند وقتی ایفل با زنی مرموز از گذشته آرون برخورد می کند.
با کمک یک زن جوان، سرآشپزی که توسط اربابش اخراج شده است، قدرت می یابد تا خود را از موقعیت خود به عنوان خدمتکار رها کند و اولین رستوران را در فرانسه دهه ۱۷۰۰ باز می کند...